۱۳۸۷ مرداد ۱, سه‌شنبه

شما نجار زندگی خود هستید


گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.
یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.
برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتر
و تمام مهارتی که در کار داشت را برای ساخت آن بکار می برد.
یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

این داستان ماست.
ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.
اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست.
آري ، درست است .
شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود.
یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.

مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.

۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه

ده تا از بدترين شهر های دنيا

فهرستهاي ده تايي در ادبيات و ژورناليسم دنياي مدرن، نماد ليستي از بهترينها و برترينها است و كمتر پيش آمده كه به بدترين ها بپردازد،از جمله فهرست جديد رويترز براي 10 نقطه از عالم كه شما را از رفتن به آنجا نهي مي كند!!.

مقام اول متعلق است به بندر مورثبي در گينه نو ،كه به طور متوسط 115 مورد جديد از ابتلا به ايدز را ماهيانه گزارش مي كند!، بيكاري،دزدي و آدم ربايي در پايتخت گينه نو بيداد مي كند!.

مقام دوم به شهر لينفن در چين ميرسد با بيشترين آلودگي هوا، در جوار صنايع غير اصولي و معادن بزرگ ذغال سنگ كه ابري از غبار مسموم كك و آلاينده هاي هوا آسمانش را هميشه تيره نگاه داشته است!.

مقام سوم به شهر بوجمبورا درجمهوري برونئي؟! در شرق آفريقا تعلق دارد،كه فساد و وضع نابسامان اقتصادي آن،پايين ترين نرخ رشد اقتصادي جهان را برايش به ارمغان آورده است و شهره به نسل كشي و كشتارهاي دسته جمعي است!.

مقام چهارم متعلق است به يكي از رئوس محور شرارت!، پيونگ يانگ در كره شمالي بعنوان شهري كه عليرغم ظاهرش در باطن رژيم مديريتي و حكومتي استبدادي داشته و فقط يك شبكه راديو و تلوزيون تحت مراقبتهاي شديد حكومتي دارد و حتي دوچرخه سواري نيز در اين شهر به دلايل سياسي !ممنوع است!

مقام پنجم در كمال ناباوري متعلق است به اوكلاهما در ايلات متحده! و به خاطر بيشترين مخاطرات بلاياي طبيعي!،اين شهر در كريدور معروفي كه بيشترين گردبادهاي موسمي در آن مي وزد، در ماههاي مارس تا آگوست بيشترين ريسك مسافرت را دارد!.

شهر چرنوبيل در اوكراين هنوز تبعات آلودگيهاي راديواكتيويته در دهه نود قرن بيستم را به دوش مي كشد و با مناطق خالي از سكنه و رودخانه ها و درياچه هاي آلوده اش مقام ششم را به خود اختصاص داده است.

موگاديشو در سومالي بعنوان بي قانونترين شهر هرت جهان!،پس از فروپاشي قدرت مركزي در دهه پاياني هزاره دوم،و استقرار واحدهاي حافظ صلح مدتهاي مديدي است كه در رتبه هفتم، از همه برشورهاي توريستي و مسافرتي حذف شده است.

ياكوتسك در روسيه با طبيعتي سرد و منجمد كننده و فاصله اي بعيد با مسكو(شش قاچ ساعتي در معيار ساعت جهاني) در تمامي طول سال با دمايي در حدود 32 درجه زير صفر!! به درستي سردترين منطقه مسكوني جهان لقب گرفته و در مقام هشتم،فقط در صورت افت دما به كمتر از ميزان ياد شده كودكانش مجاز به تعطيل مدارس هستند!!.

داكا در بنگلادش گرفتار تبعات جنگهاي داخلي،عدم ثبات سياسي و بلاياي طبيعي بوده است ولي فقط به خاطر حد بالاي آلايندگي هوا و محيط زيست در اثر توسعه نابسنده صنعتي مقام نهم را به خود اختصاص داده است!

بغداد، پايتختي در همسايگي كه روزي مثل آبادي و امارت نشيني بود،اكنون در آتش تعارضات قومي-مذهبي-قبيله اي مي سوزد،پس از جنگ خليج فارس و به زانو درآمدن ديكتاتور معروفش اين شهر به بالاترين آمار سرقت،آدم ربايي و تجاوز به عنف دست يافته است و در اين ليست نيز مقام آخر و دهم را پيدا كرده است.

۱۳۸۷ تیر ۱۵, شنبه

متخصص

می گویند برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم بخاری از یک متخصص دعوت کردند.

وی پس از آنکه به توضیحات مهندس کشتی گوش داد وسوالاتی از او کردبه قسمت دیگ بخار رفت، نگاهی به لوله های پیچ در پیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد و چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه ای به شیر قرمز رنگی زد ...

ناگهان تمام موتور بخار کشتی به طور کامل به کار افتاد وعیب آن برطف شدو آن متخصص هم در پی کار خود رفت!

روز بعد که صاحب کشتی یک صورتحساب هزار دلاری دریافت کرد متعجب شد و گفت که این متخصص بیش از پانزده دقیقه در موتورخانه کشتی صرف نکرده است .

آنگاه از او صورت ریز هزینه ها را خواست و متخصص این صورتحساب را برایش فرستاد :

بابت ضربه زدن چکش 5./ دلار !

بابت دانستن محل ضربه 5/999 دلار !!!

گاهی به نگاهت نگاه کن

انیشتین می‌گفت : « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »
استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید ..»
او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»
استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....
اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»
« حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می‌دهد.»

Why turkey will never join the European Union



cid:3342074284000000@web82805.mail.mud.yahoo.com



cid:3342074284000001@web82805.mail.mud.yahoo.com



cid:3342074284000002@web82805.mail.mud.yahoo.com



cid:3342074284000003@web82805.mail.mud.yahoo.com



cid:3342074284000004@web82805.mail.mud.yahoo.com



cid:3342074284000005@web82805.mail.mud.yahoo.com



cid:3342074284000006@web82805.mail.mud.yahoo.com



cid:3342074284000007@web82805.mail.mud.yahoo.com

عملکرد

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.

مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه

۱۳۸۶ اسفند ۱۱, شنبه

وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افتد؟


10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم
شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را
خنثی می‌کند.
20 دقیقه بعد: قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.
40 دقیقه بعد : حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.
45 دقیقه بعد : ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.
بعد از 60 دقیقه : اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.
مدتی بعد : کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.
مدتی بعدتر : کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.

نوشابه‌خورترین ملت جهان
سرانه مصرف نوشابه‌های گازدار در ایران ۴۲ ليتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می‌رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه‌هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده‌ایم. برای این که بیشتر وحشت کنید، بد نیست بدانید که:
1) ميانگين مصرف نوشابه‌هاي گازدار در دنيا براي هر فرد 10 ليتر است.
2) در بيست سال اخير، مصرف نوشابه هاى گازدار در كشور، نزديك به ۱۵ درصد رشد داشته است.
3) در طی این بیست سال، مصرف شير و لبنيات، تنها حدود يك دهم درصد رشد كرده است.
4) سرانه‌ مصرف لبنيات در ايران كمتر از يك سوم استاندار جهاني است.
5) طبق آمار، ۹۰ درصد كودكان ۲۴ ماهه تا ۱۲ ساله کشورمان، روزانه حداقل يك بار پفك و نوشابه مصرف كرده‌اند.
6) 25 درصد از كودكان ايرانى به نوعی با سوءتغذيه دست‌به‌گریبانند.
7) یک‌سوم از مرگ‌ومیرهای کشور به علت بیماری‌های قلبي‌عروقي است كه یکی از عوامل اصلي بروز آن، تغذيه غلط است

آفرينش سرنوشت

آفرينش سرنوشت
1-مراقب افكارتان باشيد كه آنها به گفتار تبديل خواهد شد.
2-مراقب گفتارتان باشيد كه آنها به كردار پيدا مي شوند.
3-مواظب كردارهايتان باشيد كه آنها به سرعت به عادت تبديل مي شوند.
4-دقيقا مواظب عاداتتان باشيد كه سريعا به شخصيت تان تبديل مي شود.
5-بالاخره مواظب شخصيت تان باشيد كه تعيين كننده سرنوشت تان خواهد شد.
بنابراين افكارتان را بعنوان منبع كليه خصوصيات تان نظاره گر باشيد

Before and after the marriage

Before the marriage:
He: Yes. At last. It was so hard to wait.
She: Do you want me to leave?
He: NO! Don't even think about it.
She: Do you love me?
He: Of course! She: Have you ever cheated on me?
He: NO! Why you even asking?
She: Will you kiss me?
He: Yes! She: Will you hit me?
He: No way! I'm not such kind of person!
She: Can I trust you?
Now after the marriage you can read it from bottom to the top!

درباره نزار القطری


Download the original attachment
2 سال قبل، محمود کریمی با نوحه نوستالیک اش- که از خاطرات کودکی می گفت و زبان حال همه آنهایی بود که روزی با چادر مادرشان، تکیه علم کرده بودند و بالای سر تکیه کودکانه شان زده بودند «عباس، علمدار حسین» توانست از باقی مداحان پیشی بگیرد؛ سال گذشته هم مجید بنی فاطمه نوحه «عمو عباس» را خواند که «آ»یش را می کشید و تحریر می داد و زبان کودکان امام حسین(ع) با عموی نام آورشان بود؛ این نوحه هم به چنان محبوبیتی رسید که بلافاصله خوانندگان زیرزمینی هم آن را اجرا کردند و حتی زنگ موبایلش هم به بازاز آمد؛ در چنین فضایی بود که خود مداحان و هم عزاداران به انتظار نوحه برتر و به یاد ماندنی تر امسال نشسته بودند و حدس اینکه چه کسی پدیده خواهد شد، از چند هفته قبل به سرگرمی جوان های اهل این مجالس تبدیل شده بود اما اتفاقی که در عمل افتاد، خارج از حدس بود،«نوحه سال» امسال را هیچ کدام از مداحان ایرانی و وطنی نخواندند.
شب 22 دی‌ماه / کربلا، هیچ‌کدام از زائرانی که در حسینیه حائری ـ جایی بسیار نزدیک به حرم امام حسین ـ جمع شده و به عزاداری پرداخته‌اند نمی‌دانند دوربینی که گوشه حسنیه است متعلق به صداوسیمای ایران است؛ و بعدا تصاویر هیچ کدامشان را که به سر و تن برهنه می‌کویند نمی‌تواند پخش کند. دوربین شبکه 3 روی مداح مجلس زوم کرده بود که در لا به لای نوحه عربی‌اش بیت‌هایی هم به زبان فراسی می‌خواند و در بین روضه بخش‌های روضه به سینه‌زن‌ها «علی رأسی، علی رأسی» (به سر بزنید) می‌گفت. این نوحه عربی ـ فارسی بلافاصله به ساختمان جام جم تهران رسید و فقط با فاصله 2 شب از اصل ماجرا ـ ساعت ده شب 24 دی ماه از شبکه 3 پخش شد. معجره بلافاصله اتفاق افتاد. از همان شب همه چه بینندگان و چه مسئولان تامین برنامه شبکه های دیگر سراغ همین نوحه فارسی ـ عربی را می‌گرفتند. اما این نوحه در واقع نوحه (به معنای مرسوم بین ما) هم نبود. مداحی که از 2 روز بعد اسمش زیرنویس شد «الحاج نزار القطری» در واقع رجزی را از زبان امام حسین می‌خواند. این رجز و شعر از خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا خطاب به لشکر کوفیان گرفته شده بود و مضمونی حماسی داشت. مضمون حماسی نوحه ـ اجرای خاص نزار القطری به لحن فارسی نابلدش که همیشه برای ما شیرین است در کنار پخش گسترده تلویزیونی همین یک نوحه، آن هم در ماه محرمی که سرمای بی‌سابقه مشتریان عزاداری‌های تلویزیونی را بیشتر از هر سال کرده بود باعث گل کردن آن شد. بلافاصله نسخه‌های ضبط شده در سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی راه پیدا کرد، نوحه ای از مداحی که تا به حال نمی‌شناختیم. نزار القطری البته در خارج از ایران چندان ناشناخته نیست، او در عراق، کویت، و قطر چهره‌ای بسیار معروف و محبوب است؛ «نزار فضل‌الله » 34 سال پیش در قطر به دنیا آمد؛ خانواده او هنوز هم در قطر در محله فقیرنشین زندگی می‌کنند. نزار بعد از پایان تحصیلات اولیه برای آموختن علوم دینی به نجف آمد و در درس آیت‌الله سیستانی هم شرکت کرد، او 5 سال هم در انگلیس برنامه‌ریزی تلویزیونی خواند؛ از 6 سال پیش در کویت اجرای برنامه کودک را بر عهده گرفت؛ نزار که خودش دو فرزند، کوثر (4 ساله) و حسین (3 ساله) دارد از آن تاریخ به بعد یک عموی تلویزیونی شد و چهره محبوب بچه‌های عرب. اما معروفیت نزار وقتی به اوج رسید که سه سال پیش یک پسربچه 7 ساله به اسم سجاد را که از نوعی سرطان رنج می‌برد و در سفری به مدینه در کنار قبر حضرت ام‌البنین (س) به طرز معجزه‌آسا شفا گرفته بود، به برنامه‌اش آورد و با مدارک پزشکی قبلی وفعلی سجاد، ماجرای شفای او را به بینندگان نشان داد. این ماجرا باعث دو اتفاق شد، اول این که نزار برنامه‌اش را در تلویزیون دولتی کویت از دست داد و دوم این که نزار خودش هم مثل بینندگان متحول شد؛ قصیده‌ای در مدح حضرت ام‌البنین سرود و شروع به مداحی برای ائمه(ع) کرد؛ نزار به دعوت شیعیان کربلا به این شهر آمد و همین‌جا به زبان فارسی را یاد گرفت. اگر در اینترنت بگردید، نوحه‌های بسیاری از نزار پیدا می‌کنید که عربی- فارسی یا عربی-انگلیسی هستند. امروز نزار ساکن کربلاست. او در کنار مداحی، همجنان علاقه‌ی اصلی‌اش ـ یعنی برنامه‌سازی کودک ـ را هم دنبال می‌کند. سال گذشته او یک سریال 14 قسمتی به اسم «قطار سریع» ساخت که با دو عروسک به اسم‌های فرح و مرح به شهرهای مذهبی شیعیان می‌رفتند و برای همین سریال به ایران و مشهد هم آمد. این سریال که از تلویزیون عراق و شبکه المنار لبنان پخش شد، آن‌قدر طرفدار داشت که نزار را به فکر ادامه ساخت برنامه با این دو شخصیت عروسکی هم بیندازد؛ قرار است او سریال جدیدی با عنوان «خاطرات روزانه (یومیات) فرح و مرح» هم بسازد که احتمالا پخش آن طبق برنامه از 13 رجب آینده شروع خواهد شد و قرار است خود نزار در این سریال، پدر فرح و مرح باشد. نزار القطری ـمداح محبوب محرم امسال ایرانی‌ها ـ یک سایت کودکانه با آدرس shiakids.net هم دارد. شعری که نزار القطری می‌خواند: این متن شعر عربی ـ فارسی‌ای است که اولین بار 24 دی از شبکه سوم پخش شد و از آن شب، خیلی معروف شد و نزارالقطری را به همه شناساند. این شعر از خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا گرفته شده است. لم یا قوم تریدون ببغی و فساد لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد (ای قوم! برای چه می‌‌خواهید به من ظلم و ستم کنید. و چرا با لجبازی می‌خواهید مرا بکشید؟) لیس والله سوانا خلف بعد النبی فرض الله علی طاعتنا کل عباد (به خدا به جز ما، پیامبر(ص) خاندانی ندارد و خداوند اطاعت از ما را بر همه بندگان واجب کرده است) من له جد کجدی فی الوری او کشیخی فانا ابن العلمین (برای چه کسی در این عالم، جدی مثل جد من است، یا پدری مثل پدر من دارد؟ من پسر دو مرد شاخص هستم) فاطم الزهرا امی و ابی قاصم الکفر ببدر و حنین (فاطمه زهرا مادر من است و پدر من در هم شکننده کفر در بدر و حنین است) عبدالله غلاما یافعا و قریش یعبدون الوثنین (پدر من خدا را می‌پرستید در زمانی که پسری جوان بود در حالی که قریش بت‌ها را می‌پرستیدند) یعبدون اللات و العزی معا و علی کان صل القبلتین (قریش لات و عزی را می‌پرستیدند و پدر من به سوی هر دو قبله ـ بیت‌المقدس و مکه ـ نماز می‌گذاشت) و ابی شمس امی قمر فانا الکوکب و ابن القمرین (پدر من خورشید است و مادرم ماه پس من ستاره‌ای هستم، فرزند دو ستاره نورانی) چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی انا ظمئان و قد احرق قلبی و فؤادی (من تشنه‌ام و حرفم و زبانم می‌سوزد من تشنه‌ام و قلبم و جگرم می‌سوزد) زیر خنجر شه لب تشنه حسین می‌گفت: تو ای شمر ستمکار! تو ای ملحد مکار! تو ای کافر غدار! اگر من نشناسی، بگویم بشناسی حسینم و ضیاء القمرینم، قتیل الودجینم امام الحرمینم انا الفضه و ابن الذهبینم (من حسینم و روشنایی ماه و خورشیدم و کشته حسادتم من امام دو حرم ـ مکه و مدینه ـ هستم. من گوهر و فرزند دو جواهرم) منم شهپر جبرئیل، منم ایه‌ی تقدیر منم نخله‌ی خوبان، منم زاده زهرا منم عرش و منم فرش منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم انا مظلوم حسین انا محروم حسین

http://www.kheimehnews.com/vdccapqi82bqi.la2.html ای ز صولت لا فتی الا علی در شأن تو {خطاب به حضرت زینب کبری است سلام الله علیها و روحی فداها} می برد شمر از سرت معجر، فکیف تصبحون؟ {معجر=روسری، فکیف تصبحون= شما را چه پیش خواهد آمد}
آل بو سفیان به عزت، فی بیوت آمنین {= در خانه هایشان در امنیت به سر می برند} آل ما دور از وطن، یا لیت قومی یعلمون {= کاش این قوم می دانستند}
انعم الله علینا برسول مدنی {خداوند به واسطه رسولی مدنی بر ما نعمت روا داشته} هو جدی، و ابی و واسط الکون علی {که ان پیغمبر جد من است. و علی پدر من واسطه عالم است}
خیرة الله من الخلق أبی {پدرم علی بهترین خلق خداوند....} بعد جدی، فأنا ابن الخیرتین {... پس از پیغمبر است. و من فرزند دو برگزیده}
فضة قد خلصت من ذهب {من نقره ای هستم که از طلا بیرون آمده است} فأنا الفضه و ابن الذهبین {پس من نقره ام و فزند دو طلا- حضرت رسول(ص) و امام علی(ص)}
ذهب ٌمن ذهب ٍ فی ذهب ٍ {طلایی از طلا و در طلا} و لجینٌ فی لجین ٍ فی لجین ٍ {و نقره ای در نقره اندر نقره}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
لم یا قوم تریدون ببغی و فساد؟ {ای قوم چرا خواستار بغی و فساد هستید؟} لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد؟ { و چرا از روی اصرار و دشمنی سعی در قتل من دارید؟}
لیس والله سوانا خلف بعد النبی {قسم بخداوند که جز ما کسی جانشین و باقیمانده پیغمبر نیست} فرض الله علی طاعتنا کل عباد {و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده ‌}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
عجبا وا عجبا امت کفار که یک سر چشم پوشیده ز حق نمک آل پیمبر
و ستجزون من الله اذا قام قیامة {و به زودی حین قیام قیامت، جزای خود را از طرف خداوند خواهید دید}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
عجبا وا عجبا امت کفار که یک سر چشم پوشیده ز حق نمک آل پیمبر
همه در ریختن خون من آن بی کس و یاور شده آماده و بگرفته به کف نیزه و خنجر
و ستجزون من الله اذا قام قیامة {و به زودی حین قیام قیامت، جزای خود را از طرف خداوند خواهید دید}
لم یا قوم تریدون ببغی و فساد؟ {ای قوم چرا خواستار بغی و فساد هستید؟} لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد؟ { و چرا از روی اصرار و دشمنی سعی در قتل من دارید؟}
لیس والله سوأنا خلف بعد النبی {قسم بخداوند که جز ما کسی جانشین و باقیمانده پیغمبر نیست} فرض الله علی طاعتنا کل عباد {و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده ‌}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
من له جد کجدی فی الوری {چه کسی در عالم پدر بزرگی مانند پدر بزرگ من دارد؟} او کشیخی؟ فأنا ابن العلمین {یا پدری چون پدر من دارد؟ پس من فرزند دو زعیم و سالار هستم}
فاطم الزهرا امی، و ابی {فاطمه زهرا مادرم هست و پدرم کسی است که...} قاصم الکفر ببدر و حنین {... کمر کفر را در بدر و حنین شکست}
عبدالله غلاما یافعا {و پدرم- علی- در حالیکه نو جوانی بود خداوند را پرستش می کرد} و قریش یعبدون الوثنین {در حالیکه قریشیان آن دو بت را می پرستیدند}
یعبدون اللات و العزی معا {آنها لات و عزی را با هم می پرستیدند} و علی کان صلی القبلتین {در حالیکه پدرم - علی- بر هر دو قبله -مکه و قدس- نماز گذارده بود}
فأبی شمس، امی قمر {پس پدر من خورشید است و مادرم ماه} فأنا الکوکب و ابن القمرین {و من ستاره و فرزند دو ماه و خورشید}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی؟ در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی
أنا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی {عطش مرا فرا گرفته و کلام و زبانم آتش گرفته} أنا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی {تشنه هستم و قلب و سینه ام سوخته است}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت: تو ای شمر ستمکار تو ای ملحد مکار تو ای کافر غدار
اگر من نشناسی، بگویم بشناسی:
حسینم و ضیاء القمرینم، قتیل الودجینم {من حسینم و نور خورشید و ماه هستم و کششده و دو رگ گردن بریده} امام الحرمینم أنا الفضه وابن الذهبینم {پیشوای حرمین مکه و مدینه ام، منم نقره و فرزند دو طلا- علی و فاطمه سلام الله علیهما-}
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
منم شهپر جبریل منم آیه ی تقدیر (یا تطهیر) منم نخله خوبان منم زاده زهرا
منم عرش و منم فرش منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم
أنا مظلوم حسین أنا محروم حسین
http://www.shia-news.com/ShowNews.asp?Code=86102802
http://www.shia-news.com/Download/Ana+Mazlum+Hosein.mp3
http://www.ghadirekhom.com/uploads/ghadir/films/wmvs/haj-nazar-ghatari.wmv
شاعر این نوحه مجتهد شهید شیخ محمد علی حسام الشریعه صدخروی(سبزواری) می باشد که از عالمان ناشناخته قرن 13 هجری سبزوار می باشند که سه کتاب ارزشمند و خطی: 1-(دیوان اشعار) 2-(میزان العقاید) 3-(مرآت التواریخ) ازایشان به یادگار مانده است.ایشان در 20 سالگی به درجه اجتهاد می رسند و در28 سالگی به طرز مظلومانه ای توسط خوانین محلی شهید و پیکر شان با نهایت شقاوت قطعه قطعه و در قناتی از قنوات روستای مزینان ریخته می شود.شرح زندگانی این عالم شهید در این کتاب آمده است:(صدخرو خاستگاه فرهنگ - تالیف : محمد عمادی پور -انتشارات عابد-چاپ اول 1380(

۱۳۸۶ اسفند ۴, شنبه

آیا می دانید چه شغلی برای شما مناسب تر است

آیا می دانید چه شغلی برای شما مناسب تر است و چه کارهایی را می توانید بهتر از سایرین انجام دهید؟ در این مقاله می خواهیم ببینیم که هر کدام از متولدین ماه های مختلف، برای چه شغل هایی مناسب هستند. پس اگر دوست دارید بدانید که حرفه ی نجومی شما چیست، در این مقاله با ما همراه شوید!
( برج حمل (فروردین
متولدین این ماه دوست دارند زندگی، کار، تفریح و...همه چیز خود را متنوع و مهیج کنند. از آنجا که عاشق تنوع و هیجان هستند، برای کارهایی مثل تبلیغات، رسانه های گروهی، طراحی مُد، و معماری مناسب هستند. متولدین فروردین در کارهایی که نیازمند خلاقیت است بسیار موفق خواهند بود.
برج ثور (اردیبهشت)
متولدین این ماه دریای صبر و بردباری هستند. فقط کافی است منابع و فرجه کاری را به آنها بدهید تا سر موقع کار را به خوبی برایتان انجام دهند، و اصلاً هم برایشان مهم نیست که آن کار چقدر خسته کننده ملالت آور بوده. این افراد بانکدارها، دانشمندها، حسابدارها و معلم های خوبی خواهند شد، چون اینکارها نیازمند صبر و استقامت است.
(برج جوزا (خرداد
تولدین این ماه منبع انرژی هستند، و از صبر کردن هم خسته نمی شوند(مثل متولدین ماه اردیبهشت).
از اینرو نیازمند حرفه هایی هستند که در آن فرد باید روی پای خود بایستد. آنها مکتشفین، مترجمین، و هتلدارهای خوبی می شوند چون این کارها مستلزم انرژی و نیروی فراوان است. این افراد حتی اگر 5 سال هم از شروع کار یک پروژه بگذرد، انرژی خود را از دست نمی دهند.
(برج سرطان (تیر
متولدین این ماه شنوندگان بسیار خوب و برای دردودل فوق العاده هستند. این افراد طبیعتاً برای شغل هایی که نیازمند ارائه ی پند و اندرز است مثل مشاوره، حقوق، روانشناسی، روانپزشکی و تدریس بسیار مناسب هستند. اینها افرادی احساساتی هستند، به همین دلیل نسبت به احساسات دیگران نیز حساس می باشند و هر کاری از دستشان برمی آید برای رفع درد و رنج دیگران انجام می دهند.
(برج اسد (مرداد
بشاشیت و جمع گرایی بیش از حد، و توانایی متولدین این ماه برای القای زندگی و حیات حتی در کسل کننده ترین موقعیت ها، باعث می شود بتوانند رهبران فوق العاده ای شوند. این افراد همچنین در شغل هایی که در آن نیاز به تحرک، انگیزش و خلاقیت زیاد است هم موفق خواهند شد. رسانه های گروهی، تدریس، هنر، و تبلیغات از جمله کارهایی است که به خوبی از عهده ی آن برمی آیند. آنها همچنین می توانند رئیس جمهور، مدیر و رئیس و ویراستارهای فوق العاده ای شوند.
(برج سنبله (شهریور
تکیه کلام متولدین این ماه "تجزیه و تحلیل کن!" است. با توجه به همین علامت کارهایی به آنها داده شود تا بتوانند این نیاز درونی خود را برای تحقیق و تحلیل ارضاء کنند. تحقیقات، اکتشاف، آزمایشات و تحقیقات پزشکی بهترین شغل های مناسب برای آنهاست.
(برج میزان (مهر
این افسونگران خوش زبان در زمینه هایی قابلیت دارند که بتوانند از این سرمایه ی خدایی خود استفاده کنند. متولدین این ماه بهترین سیاستمداران، مشاوران تحصیلی و آموزشی، دلالان، و مشاوران خواهند بود. آنها افرادی منصف و بااخلاق هستند، و در شغل های که نیازمند قضاوت و انصاف است نیز بسیار موفق خواهند شد.
( برج عقرب (آبان
متولدین این ماه افرادی بسیار فردگرا هستند. آنها دوست دارند به سبک و مرام خود کار کنند و کسی در کار آنها دخالت نکند. به طور خلاصه بگویم، از رئیس و آقا بالا سر داشتن متنفرند. آنها می توانند موسسان شرکت، تاجران، مدیران، مشاوران خوبی باشند.
(برج قوس (آذر
متولدین این ماه عاشق مسافرت و دوستیابی هستند و بسیار خوش صحبت هستند. به خاطر همین خصوصیات و ویژگی ها می توانند در کارهایی مثل فروشندگی موفق شوند. آنها همچنین برنامه ریزان و بازاریابان موفقی خواهند بود. در هر کاری که با مشتری و ارباب رجوع سروکار داشته باشد، آنها موفق خواهند بود.
(برج جدی (دی
متولدین این ماه اشتیاق چندانی برای انجام کارهای بزرگ ندارند، و دوست دارند به حال خود باشند. آنها با اشیاء و لوازم بیجان رابطه ی بهتری برقرار می کنند تا آدم ها. شغل های مورد علاقه ی آنها کارهای نرم افزاری کامپیوتر، و مهندسی فناوری اطلاعات است. آنها مکانیک ها و تعمیرکارهای خوبی خواهند شد.
(برج دلو (بهمن
متولدین این ماه افرادی ترقی خواه، پیشرو و آینده نگر هستند. بهتر است آنها در قسمت برنامه ریزی و سرپرستی شرکت به کار گمارده شوند. علاوه بر اینها، آنها ستاره شناسان، فالبینان، و طالع بینان بسیار خوبی خواهند شد. بله، آنها بیش از سایر مردم می توانند آینده نگری کنند.
(برج حوت (اسفند
متولدین این ماه دنباله روهای بسیار خوبی هستند. آنها می توانند با کمک گرفتن و پیروی از کتاب راهنما، دشوارترین کارها را هم انجام دهند. آنها نایب رئیس جمهور، نایب وزیر و نایب رئیس و معاونان خوبی خواهند شد.

بخش مراقبت های ویژه

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت
۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد

۱۳۸۶ دی ۲۶, چهارشنبه

:: عقرب
روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد.مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.رهگذری او را دید و پرسید: "برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی؟"مرد پاسخ داد: "این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم." چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟عشق ورزی را متوقف نساز. لطف و مهربانی خود را دریغ نکن، حتی اگر دیگران تو را بیازارند.
:: ممکن است
کشاورزي بود که تنها يک اسب براي کشيدن گاوآهن داشت. روزي اسبش فرار کرد. همسايه ها به او گفتند: "چه بد اقبالي!"او پاسخ داد: "ممکن است"روز بعد اسبش با دو اسب ديگر برگشت. همسايه ها گفتند: "چه خوش شانسي!"او گفت:"ممکن است"پسرش وقتي در حال تربيت اسبها بود افتاد و پايش شکست. همسايه ها گفتند: "چه اتفاق ناگواري!"او پاسخ داد: "ممکن است"فرداي آن روز افراد دولتي براي سربازگيري به روستاي آنها آمدند تا مردان را به جنگ ببرند اما پسر او را نبردند. همسايه ها گفتند:"چه خوش شانسي!"او گفت: "ممکن است!"و اين داستان همچنان ادامه دارد [...] همانطور که زندگي ادامه دارد.منبع: يادداشتهايي از يک دوست - آنتوني رابينز

۱۳۸۶ مهر ۱۷, سه‌شنبه

تاریخچه روستای ایراج

كوير مركزی ايران كه به دشت كوير موسوم است ‏‌در بخش شمال فلات ايران قرار دارد . اين چاله زمين شناسي از خشك ترين نواحي ايران است بزرگترين بيابان بسته محصور در خشكي كره زمين به شمار مي رود .اگر زمين كوير سوزان است ‏آسمان نيلگون وپرستاره اي دارد‏‏،كه سرا پرده ملكوت خداست .
نگريستن به آسمان،ناظرين را به انديشيدن وسير آفاقي وا مي دارد كه پختگي فكري ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏، رشدعقلي وشكوفايي انديشه ها واستعدادها،ارمغان آن است.مهتاب كويرمهربان است وآرامش بخش، افق گسترده كويركه نه فرازي دارد ونه نشيبي، ‏‌انسانهايي گشاده رو ،مهربان ومهمان نوازي را بار آ ورده است.
ازايراج در متون جغرافيايي قرن پنجم با نام ارابه ياد شده است و گويش قديمي و محلي ارا نام دارد. اين روستا در 30 كيلومتري جنوب خور در 54درجه و47دقيقه طول شرقي و33درجه و27 دقيقه عرضي شمالي قرار دارد . منبع آب روستا از 33 چشمه تامين مي شود .
حال با توجه با اينكه قدمت اين منطقه به زمان هخامنشينيان برمي گردد ،مي توان از غاري كوچك در ايراج نام برد به نام (چونمادو) كه در گويش محلي (چون) به معني سوراخ و غار ،و براي كلمه (مادو) در گويش محلي معني خاصي نمي توان پيدا كرد، و چون در اين گويش به تمامي اسم ها (و) اضافه مي كنند وجود اين غار بايد از زمان مادها كه قبل ازهخامنشينيان بود ه اند باشد . در ادوار مختلف مردم روستا از اين غار به عنوان پناهگا ه استفاده مي نمودند.
همچنين نامي قديمي در گويش محلي وجود داردکه به ارا معروف است. اين نام بايد يك نام زرتشتي باشد .وجود گورستانهاي گبري که تاچندي قبل وجود داشت وبه مزارگبرها معروف بود حكايت از زرتشتي بودن اهالي داشته است. و همين آثار وگويش ها حاکي از قدمت اين روستا مي باشد، و به عهد ساسانيان برمي گرددکه دين رسمي ايرانيان زرتشتي بوده است.

قلعه قديمي ترين بناي ايراج
ايراج قلعه اي قديمي دارد كه به روي تپه اي بزرگ در مركز روستا آرميده است و خانه هاي روستا در اطراف اين قلعه قرار دارد . تاريخ اين روستا با وجود سر و كهن سالي كه در آن وجود دارد وقدمت آن را 1000 سال تخمين مي زنند احتمالاَ به هزار سال قبل مي رسد . همچنين قلعه و خانه هايي كه قديم در اطراف قلعه وجود داشته شباهت دارد به خانه هاي شهرهكمتانه (همدان) كه منسوب به قوم ماد است. قلعه و ارگ در روي يك بلندي وجود دارد كه در صورت هجوم بيگانگان ،دشمن نتواند به راحتي به ارگ وقلعه برسد و مردم بتوانند به آساني از ارگ دفاع كنند.


سرو کهن ايراج
همانگونه که دربالا اشاره گرديد يکي ازنمادهاي طبيعي ايراج درخت سرو آن است که درضلع شرقي قلعه ايراج قراردارد . قدمت اين سرو تنومند رابيش از هزار سال مي دانند . اين سرو زيبا بيش از70متر ارتفاع دارد وقطر پايين تنه آن حدود دومتريابيشتر مي باشد .پس ازپيروزي انقلاب اسلامي پرچم جمهوري اسلامي ايران بر نوک آن برافراشته شد وازآن پس هراز چندگاهي پرچم نوجايگزين مي کنند.

رد پايي خضرنبي درايراج
وجود بقعه اي به نام خواجه خضر در اين روستا بيانگر قدمت ديرينه اين روستا است . خضر نبي يکي ازانبياء الهي است که درخشکي هاي کره زمين رفت وآمد مي کند وروايت است که هرگاه بنده اي ازبندگان خوب خدا گرفتار شود وآن بزرگوار را صدا بزند به اذن پروردگار عالم اين پيامبر گرامي اورا ياري مي دهد .از اين رو در سمت شمال غربي روستا گنبد وايوان کوچکي ازاين پيامبر بچشم مي خورد که مي گويند خضر پيامبردرحال گذرازاين روستا بوده که درمحل مذکور توفقي کوتاه داشته که يکي ازموحدان او را بچشم ديده وگفتگويي بين آنها رد و بدل شده که آن حضرت خود را خضر معرفي مي نمايد . مردم خداجوي اين روستا براي عرض ادب به ساحت مقدس اين پيامبر الهي اين محل را زيارت مي کنند وبراي سلامتي آن حضرت دورکعت نماز مي گزارند.و بسياري ازمردم درزير اين گنبد کوچک ازخداوند حاجات بزرگي گرفته اند.
مزرعه ها واماکن ديدني اطراف ايراج
مزرعه منک ، آخورک ، خرم آباد، کلاته ، آب اشکو، کهينو، آبگادو، گرو، بيخ چاه ، بندر، بهين ، آبگيشه ،گولار، دشت باغ حلقه ، اسلام دشت،كاشفيه ازمزارع واماکني است که ديدن آنها دراين منطقه توجه مردم رابخود جلب مي نمايد.
مختصري دررابطه باروستاي ارديب
روستاي ارديب در6 کيلو متري ضلع شرقي روستاي ايراج قراردارد که قدمتي ديرينه دارد ويکي از نمادهاي معروف اين روستا درخت سرو آن است شايد اين سرو ازنظر ارتفاع وقطر تنه به اندازه سرو ايراج نباشد ولي داراي عمري کهن مي باشد . ارديب ازنظر آب هوا تقريبا شبيه به ايراج است و داراي چشمه آب شيرين مي باشد .ومردمان نجيب ومهمان نوازي دارد.
امير اسماعيل عرب عامری يکی ديگر از اين شخصيتهاي سياسی است که در اوايل قرن سيزدهم پس از شکست از سپاهيا ن قاجار در روستای ارديب اتراق نمود وبا احداث ديواری به قطر سه متر برگرد اين روستا آن را به صورت دژ مستحکمی برای خويش در آورد ، كه آثار آن تا سال 1335شمسی با قی بود .
تاريخچه مختصري درمورد شهرستان نائين
ايجاد شهر نائين رابه يهوديان نسبت می دهند . زيرا در جنگ کورش با بابل و پيروزي کورش درجنگ موجب نجات يهوديان گرديد و آنان روانه ايران شده وبه منطقه نائين آمدند، وبه عمران آبادی منطقه پرداختند.احتمالاً بايد گويش مردم اين منطقه با توجه به گسترش آئين يهود وتبليغ آنان، مردم اين رابه دين خود درآورده باشند. واز دين قبلی آنان اطلاع دقيقی در دست نيست .يکی از رسومی که يهوديان دارند اين است که در هنگام گرفتن ماه ويا خورشيد به پشت ظروف مسی طبل می زنند . اين رسم در قرن پنجم هجری در کتاب ناسخ التواريخ ذکر شده است . نيز بايدمد نظر داشت كه قدمت نائين نيز در اسناد موجود به زمان هخامنشينيان مي رسد . كه در زمان كورش در جنگي كه اين پادشاه با بابل انجام داد يهوديان اسير شده توسط بابليان را آزاد كرد وآنان نيز به منطقه نائين آمده واين شهر را بنا نمودند و همچنين در شهر بيت المقدس نيز منطقه اي به همين نام وجود دارد.
آئين ديگری که قبل از اسلام در اين منطقه طرفدارانی داشته مذهب صائبی است،که گفته شده با عقايد زرتشت شباهتهايي داشته که جمعيتی از پيروان نوح بوده اند ، ولی شهرستانی ،دركتاب ملل و نحل خود می گويد،بدين علت که اينان از دين آسماني دورشدند آنان را طرف داران اين مذهب مي دانند. گروهی از اين قوم در اوايل تاريخ مسيح از سواحل اردن به سوی بين النحرين ،سفلي وخوزستان کنونی آمده وسپس به نقاط مرکزی پراکنده شده اند، که مناطق نائين نيز از آن جمله بوده است. اعتقاد به مهر گياه واينکه اين علف زن عقيم را چاره مي كند و اولاد می بخشد از يادگارهای دوران صائبی است که تا چندي پيش نيز رايج بوده است . ازسوي ديگر،طرفداران آئين زرتشتی نيز در اين منطقه ساکن بوده اند كه گروهی ازآنان تا عهد صفوی بر دين زرتشت باقی بوده ،که بسياری ازآداب آنان را مي توان هنوز مشاهده کرد.احترام به آتش،الوگاه،آتشونی و...
تاسال29هجری قمری تمامی نقاط ايران به جز اصطخر و طبرستان، فتح شده بود.ونائين دراوايل قرن اول هجری جزء فتوحات اسلام گرديد. اولين منطقه ای که به دين اسلام گرويد، روستايی در شمال شرق نائين بود که به يمن تشرف به اسلام، به محمديه معروف شد.مناطق شرقی نائين يعنی خوربيابانک وجندق که از توابع قومس بودند توسط سليمان ابن عمر ضبتی يا براءبن عازب فرماندهان سپاه اسلام فتح شدند. قرار گرفتن نائين درگلوگاه کوير و ارتباط اين ديار با شهرهای شيعه نشينی چون قم و ری، باعث گرديدگرايش مردم منطقه به تشيع شود. وقتي مامون به دليل اهميت ، موقعيت وشخصيت امام رضا (ع) در سال 201 ه .ق ايشان را از مدينه به مرو آورد دستور داد آن حضرت را از شهر هاي غير شيعه عبور دهند . بر همين اساس مسير خوزستان به كوير وقومس سپس طبس وخراسان انتخاب گرديد‏ ، رجاء بن ابي ضحاك مسئوليت آوردن ايشان را داشتند ، بعد از شهادت حضرت امام رضا (ع) هزار نفر از امويان به خونخواهي حضرت از مدينه سوي مرو وخراسان حركت مي كنند ، كه فرماندهي آنان را ابو محمد ابراهيم بن عبد الرزاق بن موسي بن جعفر عهده دار بود كه در نقاط مركزي ايران وحوالي نائين ماموران مامون به تعقيب آنان پرداخته و امويان در كوير پراكنده شده وبه منطقه بيابانك آمدند . چون مردمان اين منطقه هنوز دين زرتشتي داشتند با امويان از در ستيز بر آمدند . درزمان حمله مغول در نائين ومناطق اطراف آن اسماعيليان ساكن بودند. حاكم طبس امير اسماعيل گيلكي بود.و از آنجاييكه اسماعيلي مذهب بودند، مغولان با آنان دشمني داشتند. ازاين رو منطقه نيز از تهاجم آنان در امان نبوده ومورد تهاجم بي رحمانه آنان واقع شد.براثراين تهاجم چند تن از عرفاي اين سلسله ازطبس به منطقه بيابانك آمدند كه همه مريد قطب الدين حيدر توني شده. كه ايشان يكي از عرفاي معروف ايران است .
مختصري درمورد جندق
درشرق نائين درمنطقه اي به نام جندق ‏، كه قبايل زيادي در آنجا زندگي مي كردند، سنگ نوشته هايي به زبان عربي ،كه به تاريخ 670 ه.ق. است وجود دارد. در زمان صفويه اصفهان به عنوان مركز حكومت آنان قرارگرفت،و نائين كه از توابع يزد بود‏، زير نظر اصفهان رفته و باعث شكوفايي نائين گرديد .در اواخر عهد صفويه كه افاغنه اصفهان و يزد را تصرف كردند نائين نيز مورد تهاجم آنان قرار گرفت از اين رو بيشتر عمال دولتي،سران وسادات اصفهان ، ‏‌يزد و نائين به قصبات اطراف نائين پناه بردند.
در سالهاي 1327 و 1328 نايب حسين كاشاني به منطقه جندق وبيابانك آمد وحوادثي بوجود آورد. در زمان صفويه گروهی از قبايل عرب عامری در منطقه نائين از اقتدار , سياسی ,اجتماعی بر خوردار شدند. علت مهاجرت اين طايفه به منطقه مزبور اين است که امير تيمورگورکانی در قرن نهم هجری به خونخواهی سالار شهيدان امام حسين(ع) با اهل شام ، به ويژه بازماندگان اموی ، مبارزه کرد . جمعی از اعراب، نجور و حاپور وی را همراه کردند که اعراب بنی عامری ، به سر کردگی امير صفوی عامری از جمله آنان بودند امير تيمور پس از خاتمه پيکار مزبور طايفه بنی عامری را با ايل وحشم آنان به ايران آورد وبه پاس خدمات گذشته در اين منطقه ساکن کرد که قبر منصور در زواره است.
دوتن ازشاعران بزرگ ايران زمين بنام ابوالحسن يغمايي وحبيب يغمايي درروستاي جندق متولد شده اند وفرهنگ وادب ايراني را پاس داشته واشعار زيبايي درآثار آنان وجود دارد. دررثاي سالار شهيدان نيز يغما اشعار جانسوز گفته که امروزه درمجالس سوگواري امام حسين ازآنها استفاده مي کنند.
جندق وبيابانک در دوران استقرار مشروطه دوره نا امنی را می گذراند كه نايب حسين و ماشاا... خان كاشي از ضعف دولت مركزي استفاده كردند وبه نواحي مرکزی به ويژه کوير يورش بردند که ايراج نيز دستخوش ياغی گری آنان گرديد. درپي اين تعرض ،درسالهای 1328تا 1337 ه .ق سا كنين اين آبادی وديگر آباديها به نواحی ديگری متواری شدند.

تاريخچه روستاي گرمه
اين روستا درفاصله 20کيلومتري روستاي ايراج قرارداردکه نام سهراب گبر گرمه اي بعنوان يکي ازسران گرمه معروف است . وقتي قلعه گرمه به دست علويان تصرف گرديد واهالي اين روستا آئين اسلام قبول كردند.يكي از علويان بنام ابو محمد به روستاي بياضه رفته تاازتعدي امويان درامان بماند.اما به اين شخصيت والامقام خيانت مي شود و شخصي مزدور ايشان را مسموم مي كند وبه شهادت مي رساند، در روستاي گرمه قبرستاني است بنام گورستان كشته ها كه محل هر قبر با سنگچين مشخص شده است. مي گوينداين گورستان مشهد علويان است كه توسط زرتشتيان بشهادت رسيده اند. علاوه براين مشهد امامزاده هاي ديگري نيز در روستاهاي اطراف منجمله ايراج وجود داردکه احتمالاً از شهداي علويان هستند.
با روي كار آمدن ديالمه (آْل بويه) در سال 320 ه. ق كه حكومت آنان 128 سال بطول انجاميد. نقاط مركزي ايران تحت سلطه آنان قرارگرفت كه نائين ومناطق آن نيز از آن جمله بود. چون اين سلسله شيعي مذهب بودند به رواج وگسترش بيشتر مذهب تشيع در اين منطقه پرداختند. برگزاري آئين سوگواري تاسوعاوعاشورا وعزاداري سالار شهيدان وديگر مراسمات مذهبي شيعي جزء سنتهاي خوب اين خاندان بوده است.
تاريخچه روستاي بياضه
اسماعيليان كه از فُرق شيعه بودند با روي كارآمدن سلاجقه در448 ه.ق با آنان مبارز علني داشته و به خاطر دور بودن از مركز حكومت سلاجقه، اين فرقه در مناطق نائين وخور و بيابانك به تبليغ وفعاليت ديني پرداختند و قلعه هاي مستحكمي نيز در اين مناطق براي خود بوجودآوردند. در قرن پنجم هنگام عبور ناصر خسرو ازکوير ، از قلعه هاي روستاهاي منطقه ديدن كرده كه از قلعه بياضه بعنوان بزرگترين آن نام برده كه داراي اتاقها و راهروهاي پيچ در پيچ بوده وداراي پنج طبقه است. دور تا دوراين قلعه خندقي حفر گرديده است که سندآن نيز موجود است.اين سند به خط نسخ و زبان عربي مي باشد، كه مربوط به قرن نهم هجري است.دراين سند از نبرد علويان با زرتشتيان ياد شده وتاريخ درگيري را سال 430هجري، و مكان آن را در آباديهاي شرق نائين ذكر نموده كه در منطقه بيابانك واقع شده است.
عبور شاه عباس ازمنطقه کوير
در زمان صفويه كه اين سلسله شعيه مذهب بودند.مذهب تشيع رواج بيشتري گرفت، مردم اين منطقه نيز به دين اسلام ومذهب تشيع گرويدند. از جمله آنكه شاه عباس صفوي نيز در سفري كه به مشهدداشته از اين منطقه عبور كرده است .ايشان در منطقه بيابانك افرادي را با كيش زرتشتي مي بيند فردي به نام سيد داوودكه باچند نسل به حضرت امام موسي كاظم(ع) مي رسد رابراي هدايت آنان به دين اسلام ومذهب تشيع تعيين مي كند.
شرحي کلي ومختصر درموردروستاهاي منطقه بيابانک
بيابانك از آغاز دوره قاجار تا به امروز جزء توابع يزد ،‏ خراسان ،‏ سمنان و اصفهان بوده است. در دوران ساسانيان ايالت فارس به 5 منطقه تقسيم شد كه بزرگترين آن اصطخر نام داشت و منطقه يزد وسيعترين قلمرو اين ايالت بوده ونائين نيز قبل ا ز اسلام به عنوان مر كز اداري و خدماتي بخشي از ناحيه يزد بوده است ، در عهد مغول نائين از توابع يزد بوده ، كه حاكم آن يوسف شاه اتابك بر مردم ستم زيادي مي نمود ، در زمان غازان خان مغول(هفتمين ايلخان مغول ) ايشان بركنا رگرديد.
مقدسي در احسن المقاسيم وابن حوقل بغدادي در صدة الارض وديگر جغرافيا نويسان صده چهارم وپنجم هجري از جرمق ، بيادق و ارابه بنام (گرمه ، بياضه و ايراج) يادنموده اند وجمعيت اين آباديها را بالغ بر 1000 نفر ذکر كرده اند. ازطرفي ناصر خسرو تعداد اين آبادي ها را 12 پارچه نوشته است . ياقوت حمري در معجم البلدان از مهر جان به نام ويرانه اي نام برده كه در قرن هفتم اتفاق افتاده،لکن علت ويراني آن معلوم نيست . بر سر در مسجد جامع مهرجان سندي موجود است که به زبان عربي مي باشد.اين سند مربوط به قرن نهم هجري قمري است که حتي سنگ نوشته هايي ازاين دست موجود است که جنگ بين امويان وزرتشتيان را به تاريخ 430ه.ق ذکر نموده است.
اعتماد السلطنه در مرات البلدان از هفت روستا نام برده كه ايراج در بين آنها ذکرنشده است . در سال 444 ه .ق كه ناصر خسرو از منطقه عبور مي كند ،اسماعيليان براين منطقه حكومت مي كردند به احتمال قوي مردم اين منطقه بين سالهاي 430تا440 ه. ق تماماَ مسلمان شده وچون اعراب به شيعيان لقب علويان داده بودند، جنگ بين شيعيان وزرتشتيان بوده است. ازاين روبعد از درگيري كل منطقه و روستاهاي آن دين ا سماعيليان را پذيرفته اند ، در مهر جان نيز سنگ نوشته اي هست كه بر روي آن نوشته شده هذا القبر المرحوم سعيد زين العارفين حاجي محمد شاه كه چنين بر مي آيد كه از عرفاي منطقه بوده است وتاريخ آن نيز به سال 727 ه.ق است واين را مي رساند كه مغولان نيز در اين منطقه آمده وچون با اين آئين معقوف شيعي مخالف بودند آنان را به شهادت مي رسانند.
پس ازظهور اسلام وحمله اعراب وشکست ساسانيان ويزد گرد سوم در جنگ نهاوند در زمان عمرمردم ايران به دين مبين اسلام گرويدند ومسلمان شدند. در آن زمان دو منطقه از دست اعراب نجات يافت يکی منطقه طبرستان (مازنداران کنونی) بود،که به خاطر کوه های بلند وراههای صعب العبور ، اعراب نتوانستند در مرحله اول آنجا را فتح وآنان را به دين اسلام درآورند. ديگری کوير بود که اعراب از سختيها وبيابانهاي کويرآگاه بودند،وچون شناختی نسبت به راههاي کوير ايران نداشتند از حرکت به اين منطقه باز ايستادند.اين منطقه تا زمان مامون خلفيه عباسی دردين نياکان خودباقي بودند . وقتي مامون دستور داد امام رضا را به خراسان بياورند ،برای آوردن آن حضرت از اين منطقه استفاده کردند وپس از کشته شدن حضرت به دست مامون حدود 1000 نفر از ياران ايشان تصميم گرفتند که انتقام ايشان را از مامون عباسی بگيرند. ازاين رو به سمت ايران حرکت کرده و از خوزستان به کوير مرکزی آمدند که عمال دولت مامون سپاهی جهت سرکوبی آنان فرستاد وآنان متواری شده وبه منطقه بيابانک آمدند. در اين منطقه سهراب گبر که در قلعه گرمه مستقر بود زرتشتی مسلک بود جلوی ياران امام رضا (ع) را گرفته و با ديگر روستاها از جمله مهرجان ، بياضه و... متحد شده وجنگ سختی با آنان نمودندوتعدادی از آنان شهيد شدند که بر مزار تمامی آنهايي که در منطقه کشته شدند بارگاهی کوچک ساخته شد.فرمانده آنان ابو محمد ابراهيم بن عبد الرزاق بن موسی بن جعفر(ع) بود که توانست گرمه را فتح کند و مردم آنجا را به اسلام دعوت کند. در موقعی که ايشان به بياضه رفتند پير زنی ايشان را زهر خوراند وآن حضرت شهيد شدند. گنبد وبارگاهی در شان ايشان در اين روستا بنا گرديده است که امروزه مورد توجه مردم منطقه مي باشد وبراي زيارت آن حضرت ازاطراف واکناف مشرف مي شوند. وچون مردم اين منطقه تازه مسلمان بودند واسماعيليان نيز تا حدود طبس پيش آمده بودند،قلعه ای در طبس بنا نمودند ودر آنجا توانستند مردم اين منطقه رابه کيش خود هدايت کنند ونيزقلعه هايی در اين مناطق ايجاد نمايند. قلعه سهراب گبر را که توسط زرتشتيان ساخته شده بود مرمت وبه سبک خود ساختند، و در ايراج نيز چنين کاری نمودند. در كتاب خداوند الموت نام دو روستای ايراج ومهرجان که دو برادر به نامهای ايرج ومهرج در آنجا زندگی می کردند و به کشاورزی مشغول بودندآمده است. باتوجه به نام اين دو که ازنامهاي زرتشتی می باشد اينگونه به نظر می آيدکه آنها زرتشتي
بوده اند. مردم منطقه پس از مسلمان شدن به دست ياران امام رضا مجدداً به دين خود که همان زرتشتی بود برگشته وبا توجه به حضور اسماعيليان در منطقه ظاهراً دين آنان را پذيرفته باشند چون درزمان شاه عباس در سفری که ايشان به مشهد از طريق اصفهان راه خور وبيابانک به مشهد داشتند در خور اتراق نمودند وفردی به نام سيد داوود که مقبره اش نيز در کنار مسجد خور می باشد رابرای ارشاد و راهنمايی زرتشتيان منطقه در آنجا مامور می کند سپس بعد از حمله افاغنه به اصفهان ومحاصره اين شهر و بر انداختن حکومت صفوی تعدای از مردم از شهر های محاصره شده به روستاهای کوچک که امنتر بودند پناه بردند و همچنين برخی از افراد دولتی نيز در اين روستاها سکني گزيدند. که از جمله آنها می توان امير اسماعيل عرب عامری که در روستای ارديب ساکن و ديوان خانه ای را در آنجا ساخت ،که هنوز آن پابرجاست را می توان نام برد. ........
برگرفته از سایت آزاد اندیشان ایراج

۱۳۸۶ تیر ۲۶, سه‌شنبه

ضرب المثل های انگلیسی با معادل فارسی

English proverb
Persian equivalent
All roads lead to Rome .
مرغ يک پا دارد.
Be cool as a cucumber.
بي خيال بودن.
Be looking for a needle in a haystack.
در انبار کاه دنبال سوزن گشتن.
Business is business.
حساب حساب است، کاکا برادر.
Bite off more than one can chew.
لقمه بزرگتر از دهان برداشتن.
Birds of a feather flock together.
کبوتر با کبوتر، باز با باز.
Born with a silver spoon in one's mouth.
در ناز و نعمت بزرگ شدن.
Don't count your chickens before they are hatched.
جوجه را آخر پاييز ميشمارند
Do as you would be done you.
با ديگران طوري رفتار کن که ميخواهي با تو رفتار کنند
Don't waste your time.
عمر خود را هدر نده.
Easy come, easy go!
باد آورده را باد ميبرد.
Get up on the wrong side of the bed.
از دنده چپ بلند شدن.
Haste makes waste.
عجله کار شيطان است.
Healthy minds in healthy bodies.
عقل سالم در بدن سالم است.
Kill two birds with one stone.
با يک تير دو نشانه زدن.
Knowledge is power.
دانايي توانايي است.
Know something like the back of one's hand.
چيزي (جايي) را مثل کف دست بلد بودن.
Money does not grow on trees.
پول و ثروت راحت بدست نمي آيد.
No pain, no gain.
نابرده رنج، گنج ميسر نميشود.
Never put off till tomorrow what maybe done today.
کار امروز را به فردا نينداز.
One swallow does not make a summer.
با يک گل بهار نميشود.
Out of sight, out of mind,
از دل برود، هر آنکه از ديده برفت.
Once bitten twice shy.
مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسد.
Seeing is believing.
شنيدن کي بود مانند ديدن.
Two cooks spoil the food.
آشپز که دو تا شد، آش يا شور ميشود يا بي نمک.
Two heads are better than one.
يک دست صدا ندارد.
There's no place like home.
هيچ جا خانه آدم نميشود.
The early bird catches the worm.
سحرخيز باش تا کامروا باشي.
There is no smoke without fire.
تا نباشد چيزکي، مردم نگويند چيزها.
Where there is a will, there is a way.
خواستن توانستن است.
Walls have ears.
ديوار گوش دارد.

why do we read quran

Why do we read Quran, even if we can't understand a single Arabic word???? This is a beautiful story.
An old American Muslim lived on a farm in the mountains of eastern Kentucky with his young grandson. Each morning Grandpa was up early sitting at the kitchen table reading his Quran. His grandson wanted to be just like him and tried to imitate him in every way he could. One day the grandson asked, "Grandpa! I try to read the Quran just like you but I don't understand it, and what I do understand I forget as soon as I close the book. What good does reading the Qur'an do?" The Grandfather quietly turned from putting coal in the stove and replied, "Take this coal basket down to the river and bring me back a basket of water." The boy did as he was told, but all the water leaked out before he got back to the house. The grandfather laughed and said, "You'll have to move a little faster next time," and sent him back to the river with the basket to try again. This time the boy ran faster, but again the basket was empty before he returned home. Out of breath, he told his grandfather that it was impossible to carry water in a basket, and he went to get a bucket instead. The old man said, "I don't want a bucket of water; I want a basket of water. You're just not trying hard enough," and he went out the door to watch the boy try again. At this point, the boy knew it was impossible, but he wanted to show his grandfather that even if he ran as fast as he could, the water would leak out before he got back to the house. The boy again dipped the basket into river and ran hard, but when he reached his grandfather the basket was again empty. Out of breath, he said, "See Grandpa, it's useless!" "So you think it is useless?" The old man said, "Look at the basket." The boy looked at the basket and for the first time realized that the basket was different. It had been transformed from a dirty old coal basket and was now clean, inside and out. "Son, that's what happens when you read the Qur'an. You might not understand or remember everything, but when you read it, you will be changed, inside and out. That is the work of Allah in our lives." If you feel this email is worth reading, please forward to your contacts/friends. Prophet Muhammad (pbuh & his family) says: *"The one who guides to good will be rewarded equally"*

۱۳۸۶ تیر ۵, سه‌شنبه

سخناني از بزرگان

آنگاه كه پرواز جان سپرد سقوط جان مي گيرد.
وقتي در جهت غلط مي دويد بيشتر دويدن تنها شما را از هدف دورتر مي سازد.
هويت هر شخص به شايستگي ها و توانمندي هايش بستكي دارد.
كاركناني آينده ساز سازمان ها هستند كه در تاريخچه سازماني خالق فرصت ها باشند.
نشنيدن درباره مشكلات به معناي نبود آنها نيست.
همه مردم بخشي از عمر خود را درتلاش براي نشان دادن ويژكي هايي كه ندارند تلف مي كتتد.
آثار بزرگ نه ثمره قدرت كه محصول پشتكار هستند.
اگر سوالي به پرسيد تنها سه دقيقه نادانيد واگر نپرسيد بقيه عمرتان را.
وفتي همه مثل هم فكر مي كنند كسي فكر نمي كند.
مباحثه تبادل علم است ومشاجره تبادل جهل.
وقتي يك نفر آموزش مي دهد دو نفر ياد مي گيرند آموزش دهنده وآموزش گيرنده.
قهرمان به انگيزه اي وراي پيروزي نياز دارد.
بر گرفته از نشريه پيام مديريت


۱۳۸۶ خرداد ۲۱, دوشنبه

35نكته در طراحي وكنترل تابلوي برق

مطالب حاضر حاوي 35 نكته در مورد طراحي وكنترل تابلوهاي برق مي باشد كه به هدف افزايش معلومات طراحان و كنترلرهاي تابلوبرق گردآوري شده است ،اميد است كه مورد رضايت كارشناسان محترم واقع گردد . بدين وسيله از اساتيد و كارشناسان محترم درخواست مي نمايد نظرات سازنده خود را در جهت هرچه پربارتر نمودن مطالب ارايه شده ارسال نمايند . در پايان از همكاران عزيزي كه در تدوين جزوه حاضر مساعدت نموده اند سپاسگذاري مي نمايد.
1- هيچگاه در مسير تغذيه موتور كليد يا ديژنكتور از كنتاكت رله شيشه‌اي استفاده نگردد زيرا با توجه به كم بودن فاصله كنتاكتها باهم، امكان دارد جرقه توليد شده و كنتاكتها ذوب شود. بهتر است در اين مواقع از كنتاكتور با توان حدود سه برابر توان موتور استفاده گردد.
2- هيچگاه از ديود براي مدار لامپ تست در مدارات AC استفاده نگردد؛ براي مدار فوق از كنتاكت باز استفاده گردد.
3- در صورتيكه در فيدرهاي ورودي از لامپ سيگنال و ولتمتر استفاده مي‌گردد سعي گردد لامپ سينگنال از زير كليد و ولتمتر از بالاي كليد تغذيه گردد (يابالعكس).
4- مقدار جرياني كه در يك ثانيه يك سيم قابليت تحمل آن را دارد از فرمول زير محاسبه مي‌گردد.
سطح مقطع = S 200 × S = Imax
جريان ماكزيم = Imax
5- سيم‌هايي كه مستقيماً از روي باس بار گرفته مي شود بايد كمتر از 2.5 ميليمتر مربع نباشد و ايزوله گردد. در صورتيكه قطر سيم از حد معين A بيشتر شود نياز به ايزوله ندارد:
200 × S = A
A : مقدار جرياني كه در يك ثانيه باعث قطع كليد اصلي مي گردد
6- از كنتاكت ميكروسوئيچ تست و سرويس جهت مدارات قطع و وصل استفاده گردد نه از كنتاكت رله كمكي متأثر از ميكروسوئيچ زيرا در هنگام قطع برق به طور ناخواسته رله كمكي بي برق شده و دستور قطع مي دهد.
7- هيچگاه از مس بافته شده به جاي هادي انعطاف پذير جهت قسمتهاي داراي ولتاژ استفاده نگردد. زيرا پس از گذشت زمان مس بافته شده انعطاف لازم را از دست مي دهد.
8- جهت ارتباط كامل سيستم ارت تابلو حتماً در محل اتصالات از واشرخاردار استفاده گردد يا محل اتصال رنگبري شود.
9- در صورتيكه از كليد AC به جاي DC استفاده گردد قدرت قطع كليد در ولتاژ DC سه برابر كاهش مي يابد.
10- در صورتيكه رله كليد (MCCB) از نوع الكترونيكي باشد در جريان DC عملكرد مناسبي ندارد ولي عملكرد رله حرارتي در هر دو نوع جريان يكسان مي باشد.
11- از مينياتوري DC مي توان در جريان AC استفاده نمود ولي عكس اين موضوع مجاز نمي باشد.
12- در صورتيكه از CT دو رنج در تابلو استفاده مي گردد حتماً نوع اتصال اوليه CT (نسبت تبديل CT) بايستي در نقشه الكتريكي مشخص گردد.
13- در صورت استفاده از نمايشگر نئوني در تابلوي فشار متوسط ترجيحاً سعي گردد از نوع خود تغذيه استفاده گردد. در صورت استفاده از نوع تغذيه كمكي، با قطع برق تغذيه نمايشگر نيز خاموش مي‌گردد در حاليكه ولتاژ روي باس‌بار وجوددارد.
14- جهت كاهش زمان سيم كشي و همچنين سيم مصرفي، بهتر است در جائي كه از كنتاكتهاي سري رله شيشه يا كنتاكتورو ... استفاده مي گردد حتماً محل قرار گيري المانهاي مذكور در طراحي و وايرينگ الكتريكي لحاظ گردد.
15- در هنگام نوشتن وايرينگ كنتاكت المانهاي هم پتانسيل، دقت شود المانهايي كه نزديكتر به محل نقطه مبدأ قرار دارند زودتر نوشته شوند.
16- در هنگام انتخاب باس بار دقت شود كه باس بار تحمل 5/1 برابر جريان كليد ورودي را داشته باشد كه اين موضوع در هنگامي كه خروجي‌هاي تابلو موتوري باشد اهميت بيشتري دارد.
17- در هنگام چيدمان المانهاي تابلو دقت گردد كه ترموستات در دورترين نقطه نسبت به هيتر قرار داشته باشد و هيتر در پايين ترين قسمت تابلو قرار گيرد.
18- در تابلوي فشار ضعيف سعي شود مدار هيتر و روشنايي از زير كليد ورودي گرفته شود (زمانيكه از دو ورودي استفاه مي‌گردد طبق منطق درخواستي طراحي گردد)
19- در مدار اينترلاك الكتريكي تابلو بايستي از كنتاكتهاي خود المانها درگير در اينتر لاك استفاده گردد نه از كنتاكتهاي رله كمكي متأثر از المانهاي درگير.
20- حداكثر فاصله مجاز جهت نصب كليد فيوز و كليدهاي اصلي از كف تابلو 1600 ميليمتر
مي باشد.
21- در مدار وصل خازن حتماً به زمان تخليه (دشارژ) خازن دقت شود (مدار اينترلاك پيش بيني گردد)
22- جهت حفاظت مداراتي كه از زير كليد اصلي تغذيه مي شود حتماً از كليد فيوز كارتريجي (سيگاري) با قدرت قطع بالا استفاه گردد.
23- در مدار ثانويه CT ترمينالي زمين مي شود كه ترمينال متناظر اوليه آن ورودي در نظر گرفته شده است.
24- در صورتيكه از يك كر (core) ترانس جريان استفاده شده باشد دقت شود كرهاي ديگر اتصال كوتاه شوند.
25- هيچگاه كنتاكت رله افت فشار گاز در ديژنكتورهاي گازي نبايستي دستور قطع به بوبين قطع آن ديژنكتور را بدهد.
26- در هنگام تست Power frequency بايستي برقگيرها و ترانسهاي ولتاژ از مدار خارج گردند.
27- جامپرها در ترمينال جرياني بايستي سيم هاي طرف CT را اتصال كوتاه كند.
28- در صورتيكه تجهيزات حفاظتي و اندازه گيري جريان كسر باشد بايستي ثانويه CT اتصال كوتاه گردد.
29- حداقل سطح مقطع سيم هاي جزياني  5/2ميليمتر مربع مي باشد.
30- سعي گردد جهت سيم و كابلهاي مشتري كه بعد از نصب تابلو اتصال مي‌يابد ترمينال خالي و داكت خالي در نظر گرفته شود.
31- درهنگام طراحي، كليدهايي كه در نزديكي ترانس اصلي قراردارند با توجه به توان ترانس قدرت اتصال كوتاه كليد در نظر گرفته شود.
32- جهت عبور سيم‌هاي ثانويه PT و CT از قسمت MV به LV از لوله خرطومي فلزي استفاده گردد.
33- در هنگام طراحي فيوزهاي حفاظتي دقت شود كه فيوزهاي انتخابي متناسب با جريان تجهيزات انتخاب شود.
34-رابطه بين جريان و زمان
35-رابطه جريان اتصال كوتاه تقريبي
U2: ولتاژ ثانويه ترانس Icc: جريان اتصال كوتاه %Ucc: درصد ولتاژ اتصال كوتاه S : قدرت ترانس