ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سه‌شنبه

توصیه های یک پلیس

  1: قویترین قسمت بدن شما آرنجتان  میباشد. در صورتیکه به اندازه کافی به شخصی نزدیک هستید که بتوانید از آرنجتان استفاده نمایید، این کار را انجام دهید
2: در صورتیکه دزدی از شما کیف پولتان را خواست، آن را به او تحویل ندهید.
کیف را به سمتی دور از خود پرتاب کنید.
ممکن است این شانس وجود داشته باشد که دزد به کیف شما بیش از خود شما علاقه نشان دهد
و به سمت کیف برود
در این لحظه شما مانند دیوانگان در جهتی دیگر بدوید 
 
3: در صورتیکه شما را داخل صندوق ماشین انداخته اند
چراغ های عقب را در آورید و دستتان را از سوراخ بیرون برده، دیوانه وار آن را تکان دهید.
راننده شما را نمیبیند، اما سایرین میبینند.
این کار جان افرادی ر نجات داده است

4: خانم ها معمولا عادت دارند که
هنگامیکه پس ار خرید یا کار وارد اتومبیل خودمی شوند
در آن بنشینند و کارهای دیگر انجام دهند
ممکن است کسی شما را زیر نظر داشته باشد و در یک فرصت مناسب از در سمت پیاده رو وارد اتومبیل شده
اسلحه ای را بر سر شما بگذارد و به شما گوید که به کجا بروید
به محض اینکه وارد خودرو شدید، درها را قفل کرده و محل را ترک کنید

اگر هنگامیکه سوار خودرو شدید، شخص دیگری نیز در اتومبیل بود و اسلحه ای را به سمت شما نشانه رفت متوقف نشوید تکرار میکنم اتومبیل خود را متوقف نکنید به جای ترمز کردن، پای خود را بر روی گاز فشار دهید و با سرعت به چیزی بکوبانید که ماشین خرد شود کیسه هوا جان شما را نجات خواهد داد  واگر شخص دیگری در صندلی عقب نشسته باشد به محض متلاشی شدن ماشین
به بدترین نحو خسارت میبیند فرار کنید بهتر از این است که جسد شما در جایی پیدا شود  
5- چند نکته هنگام سوار شدن به ماشین در یک پارکینگ مسقف یا سرپوشیده

  - حواس خود را جمع کنید اطراف خود ، درون ماشین و صندلی عقب را نگاه کنید زمین سمت پیاده رو را نگاه کنید 
 - اگر ماشین شما در کنار یک ون بزرگ پارک است
از در سمت پیاده رو سوار اتومبیل شوید بیشتر قاتل های زنجیره ای قربانیان خودرا در حالیکه میخواهند سوار ماشین شوند
به داخل ون میکشند
 - به ماشینی که در سمت خیابان و یا پیاده رو، نزدیک ماشین شما پارک است نگاه کنید.
اگر مردی تنها در صندلی ای که نزدیک ماشین شما است، نشسته است، به عقب برگردسد و با یک نگهبان یا پلیس به ماشین خود نزدیک شده و سوار شوید

6-همیشه از آسانسور به جای پله استفاده نمایید
راه پله ها مکان هایی ترسناک برای تنها بودن هستند
و بخصوص در شب مکان های خوبی برای جنایت می باشند

7-در صورتیکه شخصی اسلحه دارد و شما تحت کنترل او نیستید
همیشه بدوید شخص مهاجم تنها به شما شلیک میکند در حالیکه شما یک هدف متحرک هستید احتمال اینکه تیر به شما بخورد 4 به 100 است و همچنین بیشتر اوقات مکانی که مورد اصابت قرار میگیرد یکی از ارگان های حیاتی شما نیست بدوید. ترجیحا به صورت زیک زاگ

8-خانم ها معمولا تلاش می کنند که دلسوز و شفیق باشند
ادامه ندهید! دیگر بس است!!
این رفتار ممکن است به شما صدمه زده و یا حتی به کشته شدنتان منجر شود تد باندی که یک قاتل بود و قتل های زننجیره ای انجام میداد مردی خوش تیب و با سواد بود که از حس شفقت زنان سوء استفاده میکرد او با عصایی در دست لنگان لنگان راه میرفت و برای سوار شدن به اتومبیل خود درخواست کمک میکرد. 

9-نکته امنیتی دیگر:
شخصی به من گفت که دوستش صدای گریه یک بچه را شب هنگام در راهرو شنیده است.
و بدلیل اینکه دیر وقت بوده به پلیس زنگ زده است

او فکر میکرد که این عجیب است. پلیس به او گفت:
هرکاری که میکنی، در را باز نکن زن گفت که این مانند صدای یک بچه است که انگاراز پنجره به بیرون خزیده و ممکن است وارد خیابان شود. او نگران بچه است.
پلیس گفت، یکی از واحدهای اعزمی ما در راه است.
هر کاری که میکنی، در را باز نکن!
پلیس به او گفت که آنها فکر میکنند که یک قات قتل های زنجیره ای صدای یک بچه را ضبط کرده است و با استفاده از آن زنان را با فکر اینکه کسی یک بچه آنجا گذارده است، به بیرون از خانه میکشاند. او گفت که آنها هنوز این موضوع را تاید نکرده اند. اما تعداد زیادی خانم تماس گرفته اند که میگویند هنگامیکه شب هنگام در خانه تنها بوده اند، صدای گریه یک بچه را از بیرون در میشنوند
10 – اگر صدا چکه آب از شیرهای یرون خانه در نیمه شب شنیدید از خانه برای رد یابی مشکل خارج نشوید.
بعضی از دزدان شیر آب شما را مشل دار مینند تا شما برای پیدا کردن محل صدای چکه از خانه خرج شوید در صورتیکه صدای آب شنیدید ، از همسایه های خود کمک گیرید.
داستان گریه بچه، هنگام دستگیری یکی از قاتلان زنجیره ای تایید شد.

روشهای مختلف جهت یابی


1. با ساعت :
 ابتدا ساعت خودرا باساعت گرینویچ(GMT) تنظیم می‌کنیم (البته زمانی که ساعتها ۱ ساعت به جلو کشیده میشوند باید ساعت را ۱ ساعت به عقب ببریم و سپس طبق گرینویچ تنظیم کنیم) ساعت گرینویچ ۳/۳۰ ساعت از ساعت اصلی کشور جلوتر است .یعنی اگر ساعت ما۵باشد ساعت به وقت گرینویچ ۲/۳۰ می‌باشد. سپس عقربه ساعت شمار را به طرف خورشید می‌گیریم به طوری که سایه آن به زیر خودش برود. آنگاه بین عدد دوازده و عقربه ساعت شمار زاویه‌ای رسم میکنیم ..اگر برای زاویه تشکیل شده نیمسازی در نطر بگیریم این نیمساز سمت جنوب را نشان میدهد .(البته در نیمکره شمالی که ما قرار داریم)
۲. لانه مورچه‌ها :
که خاکریز لانه آنها سمت جنوب را نشان میدهد.
۳. خورشید و اجسام :
شئ بلندی را در زمین فرومیکنیم آخر سایه ایجادشده را علامت می‌زنیم .سپس ۲۰ تا ۳۰ دقیقه دیگر مراجعه می‌کنیم دوباره آخر سایه فعلی را علامت می‌زنیم .دونقطه را به هم وصل می‌کنیم پشت خط میایستیم پای چپ را روی علامت سایه اول و پای راست را روی علامت سایه دوم می‌گذاریم .روبروی ما جهت شمال می‌شود.
۴. جهت یابی در شب :
 که به وسیله ستاره قطبی انجام میشود.این ستاره جهت شمال را نشان می‌دهد.(ستاره قطبی نور زیادی دارد واطراف آن تا شعاع زیادی ستاره‌ای دیده نمی‌شودو دقیقا در امتداد محور زمین است..)
۵. تنه درختان بریده شده :
خطوط درخت رانگاه می‌کنیم هرجا که فاصله خطوط به هم نزدیک باشد سمت شمال و هرجا که فاصله خطوط از هم دور باشد سمت جنوب را نسان می‌دهد.
۶. خزه روی درختان :
آن طرفی که خزه زیاد است سمت شمال را نشان می‌دهد.
۷. به وسیله ماه :
اگر درنیمه اول ماه باشیم برآمدگی ماه به سمت مغرب است و اگر درنیمه دوم ماه یاشیم(از روز ۱۶ به بعد) برآمدگی ماه به سمت مشرق است.
نکته: چنانچه نمی‌دانیم در نیمه اول هستیم یا نیمه دوم دوطرف ماه را از بالا به پایین وصل میکنیم چنانچه حرف p شد نیمه اول و اگر حرف q شد نیمه دوم است.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

آدمخواران

   پنج آدمخوار به عنوان کارمند در یک اداره استخدام شدند
 هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس اداره گفت:
"شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید."
 آدمخوارها قول دادند که با کارکنان اداره کاری نداشته باشند.
 چهار هفته بعد رئیس اداره به آنها سر زد و گفت: "می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟"

 آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند.  بعد از اینکه رئیس اداره رفت، رهبر
آدمخوارها از بقیه پرسید: "کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟"
 یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا برد.  رهبر آدمخوارها گفت: "ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد!
 از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند رو نخورید.

چهارشنبه سوری

  برافروختن آتش بر روی هیزم و روشنکردن فشفشه، از رسوم جاافتاده در جشن چهارشنبه سوری است.
تصویری از یکی از دیوار نگارههای چهلستون، متعلق به دوران صفویه که جشن و پایکوبی ایرانیان را در شب چهارشنبهسوری به تصویر کشیدهاست.
چهارشنبهسوری' نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنج روز پنجه و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار میکنند.[۱] در گاهشمار زرتشتیان سال ۳۶۵ روز شامل ۱۲ ماه که هرکدام دقیقاً ۳۰ روز است و ۵ روز در انتهای سال جدا از ماهها است که این ۵ روز پنجه نامیدهمیشود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز میشود و در این گاهشمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال را هرکدام با نام خاصی نامگذاری میشود.[۲] ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روشکردن آتش جشن میگرفتند و بر این اعتقاد بوده و هستند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر میکنند و با همراه خانوادههایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهندکرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفتهای آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند.[۳] البته مراسمی که امروزه جریان دارد به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بیاحترامی به آن نماد تلقی میشود.[۴] جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. واژه چهارشنبه سوری از دو وازه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفتهاست و سوری که به معنی سرخ است ساخته شدهاست. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‏شود[۵] که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد.[۶] به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را ازتان بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی در ‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.شاهنامه فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست.[۷]
امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آنها زیاد است، آتشبازی و انفجار ترقهها و فشفشهها نیز متداول است.[۸] در سالهای اخیر، رسانههای ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان میدهند.[۹]

پیشینه
رقص با آتش
جشن سور از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بودهاست که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفتهاست که طلایهدار نوروز است. [۱۰][منبع دقیق نیست]
جشن سوری در ایران قدیم در یکی از ۵ روز آخر اسفندماه بر پا میگشت، چرا که ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و ماه را به هفتهها تقسیم نمیکردند؛ بلکه قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بود که هر کدام از این ۳۰ روز نام مشخصی داشتهاست که بهنام یکی از فرشتگان خوانده میشد. چون هرمزد روز، بهمن روز، اردی بهشت روز و غیره که پس از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن افزوده شد.
در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بودهاست و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده میشد و از روزهای شوم و نحس بشمار میرفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم چشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند
مختار ثقفی برای خونخواهی از عاملین واقعه کربلا، در شهر کوفه که بیشتر آنان ایرانی بودهاند از این فرصت سود برد و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود بسیاری از آنان را قصاص کرد.
برخی آیینهای سوری

سال نو - کوزه نو
ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزههای سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، بریز افکنده و آنها را میشکستند و کوزه نویی را جایگزین میساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم میکردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.
آجیل مشگلگشای، چهارشنبه سوری

ایرانیان پس ار پایان آتشافروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم میآمدند و آخرین دانههای نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک میکردند و میخوردند. ایرانیان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربانتر میگردد و کینه و رشک از وی دور میگردد. امروزه اصطلاح نمکگیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفتهاست.
پختن حلوا

فالگوشی و گرهگشایی
یکی از رسمهای چهارشنبهسوری است که در آن دختران جوان نیت میکنند، پشت دیواری میایستند و به سخن رهگذران گوش فرامیدهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را میگیرند.
قاشقزنی
در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود میکشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود میروند. صاحبخانه از صدای قاشقهایی که به کاسهها میخورد به در خانه آمده و به کاسههای آنان آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول میریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.
شال انداختن

شال اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان
چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون

شیراز
آتشافروزی در معابر و خانهها، فالگوشی، اسپند سوختن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی است که زنان میخوانند. قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه حفظ کردهاست. پس از خاموشی آتش و کوزهشکستن و فالگوشی و گرهگشایی و قاشقزنی جوانان نوبت به شال اندازی میرسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر میساختند. آنگاه از راه پلکان خانهها یا ازروی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل میکنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست میگرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان میسازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شالهایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلا آماده کرده، در گوشه شال میریزند و گرهای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه میسازند که هدیه سوری آمادهاست. آنگاه شال انداز شال را بالا میکشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواریها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره نشانه سپیدبختی است. شاه چراغ است و در آنجا نیز توپ کهنهای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند.[۱۲]
اصفهان

آتشافروزی در معابر؛ کوزهشکستن، فالگوشی، گرهگشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد و شکوه شب چهارشنبه سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است. [۱۳]
تبریز

آتشبازی و گرهگشایی از قدیم معمول بودهاست. آتشافروختن در این اواخر متداول شدهاست. آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمیشود اگر دوست یا مهمان و تازهواردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه سوری خوانچهای از آجیل و میوه خشک برای او بفرستند. آبپاشی از بام خانهها بر سر عابرین نیز در تبریز رایج است که از آداب دوران ساسانیان است و
هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشنهای خود بر یکدیگر آب میریزند.[۱۴]

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

راه بهشت

مردي با اسب و سگش در جاده‌اي راه مي‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقه‌اي فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدت‌ها طول مي‌كشد تا مرده‌ها به شرايط جديد خودشان پي ببرند. پياده ‌روي درازي بود،تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق مي‌ريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا باز مي‌شد و در وسط آن چشمه‌اي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد دروازه ‌بان كرد و گفت: "روز بخير، اينجا كجاست كه  اينقدر قشنگ است؟" دروازه‌بان: "روز به خير، اينجا بهشت است."
"چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنه‌ايم."
دروازه ‌بان به چشمه اشاره كرد و گفت: "مي‌توانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان مي‌خواهد بنوشيد."
- اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حيوانات به بهشت ممنوع است."
مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد.
از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌اي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازه‌اي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز مي‌شد. مردي در زير سايه درخت‌ها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود.
مسافر گفت: " روز بخير!"
مرد با سرش جواب داد.
- ما خيلي تشنه‌ايم . من، اسبم و سگم.
مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگ‌ها چشمه‌اي است. هرقدر كه مي‌خواهيد بنوشيد.
مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگي‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، مي‌توانيد برگرديد.
مسافر پرسيد: فقط مي‌خواهم بدانم نام اينجا چيست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نيست، دوزخ است.
مسافر حيران ماند:" بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده  نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي مي‌شود! "
- كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما مي‌كنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا مي‌مانند.
 (پائولوکوئلیو)_,_._,___

تست

  این مطلب را تا آخر بخوانید و تو این 30 ثانیه که تست رو انجام میدی به اتفاقی که می افته کمی فکر کنید  لطفا به سوالات زیر به سرعت پاسخ دهید: نتیجه چیست؟
   اگر واقعا میخوای درست کار کنه اولا که جوابها رو خیلی سریع جواب بده و گزینه آخر هم خیلی سریع انتخاب کن     
2+2
 4+4
8+8
 16+16
خیلی سریع عددی بین 12 تا 5 انتخاب کنید. انتخاب کردید?
حالا برید پایین
.
.
.
.
عدد انتخابی شما 7 بود؟
باید 95% عدد 7 باشه نه اینکه آخر میل رو یه لحظه دیده باشی  اگر میخوای بده یکی از اطرافیانت این نیل رو تست کنه خودت ببین

    این آزمایش توسط یکی از محققان برجسته در زمینه مطالعات ذهنی در امریکا، پرفسور "مک کین" انجام شد در این آزمایش با طرح 4 سوال اول ذهن شما شرطی شده و در هنگام انتخاب عددی بین 12 تا 5 ابتدا ذهن این دو عدد راجمع می کند یعنی 17 ولی 17 بین دو عدد12 تا 5 نیست. ذهن اتوماتیک به عدد 7 می رسد که از 5 هم بزرگتر است. این آزمایش انقلاب بزرگی در آزمایشات رفتاری ذهن نسبت به آموخته های ما از دوران کودکی و اجتماع و آنچیزی که شبانه روز از طریق رسانه ها به ما میرسد ایجاد کرده است. طبق نتیجه تحقیقات مردم وقتی ذهنشان شرطی شد از انتخاب یا تفکر در جهت دیگر می ترسند و در دراز مدت استقلال فکری هر کس مسائل پیرامونش می شود نه تفکرات واقعی خودش. به گفته دانشمندان: بیشتر فکر کنید و از بیان نتایجی که می رسید نترسید

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

عشق !!


روزی جوان ثروتمندی نزد استادی رفت و گفت:
عشق را چگونه بیابم تا زندگانی نیكویی داشته باشم؟
استاد مرد جوان را به كنار پنجره برد و گفت: پشت پنجره چه می*بینی؟
مرد گفت: آدم*هایی كه می*آیند و می*روند و گدای كوری كه در خیابان صدقه می*گیرد.
سپس استاد آینه بزرگی به او نشان داد و گفت: اكنون چه می*بینی؟
مرد گفت: فقط خودم را می*بینم.
استاد گفت: اكنون دیگران را نمی*توانی ببینی.
آینه و شیشه هر دو از یك ماده اولیه ساخته شده*اند،
اما آینه لایه نازكی از نقره در پشت خود دارد و در نتیجه چیزی جز شخص خود را نمی*بینی.
خوب فكر كن!
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می*بیند و به آن*ها احساس محبت می*كند،
اما وقتی از نقره یا جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می*شود، تنها خودش را می*بیند.اكنون به خاطر بسپار: تنها وقتی ارزش داری كه شجاع باشی و آن پوشش نقره*ای را از جلوی چشمهایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و همه را دوستشان بداری اینبار نه به خاطر خودت بلکه به خاطر خدا .
آن*گاه خواهی دانست كه" عشق یعنی دوست داشتن دیگران
عشق غیر از تاولی پر درد نیست/ هرکس این تاول ندارد مرد نیست/ آمدم تا عشق را معنا کنم/ بلکه جای خویش را پیدا کنم/ آمدم دیدم که جای لاف نیست/ عشق غیر از عین و شین و قاف نیست

دكتر علي شريعتي

خوشبختي ما در سه جمله است : تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا 
ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم :حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا.  

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

تست احساسات

این تست از کتاب” کوکولوژی” اثر «تاداهیاکو ناگاوو» و « ایسامو سایتو» که بازی‌های جذاب و سرگرم‌کننده خودشناسی و روان‌شناسی را دربردارد، انتخاب شده این کتاب توسط چکاد سرامی و شاهین دهقان ترجمه شده است. کوکولوژی (kokology) ترکیب دو واژه کوکورو (kokoro) به معنای ذهن، روح و احساسات در زبان ژاپنی و لوژی (logia) به معنای شناختن و مطالعه به زبان یونانی است.
مطالب و مباحث این کتاب برای هر فردی در سنین مختلف جذاب خواهد بود و به همین دلیل یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها در دو کشور آمریکا و ژاپن بوده است. 
پرنده آبی

روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد.
چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید.
اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است.
این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ است.

سوال؟
اکنون روز پنجم است، وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟


1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.
2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.
3. پرنده سفید می شود.
4. پرنده طلایی می شود.


جواب تست شناخت احساسات :
.
.
.
.
.
پرنده ای که در اتاق شما بدام افتاد، نماد خوشبختی است، اما ناگهان تغییر رنگ داد و در شما دلهره و اضطرابی نسبت به ناپایداری خوشی و شادمانی بوجود آورد.
عکس العمل شما در این وضعیت نشان دهنده ی پاسخ شما به مشکلات و بلاتکلیفی ها در زندگی واقعی است.

1. کسانی که گفتند پرنده سیاه باقی میماند دیدگاهیی بدبینانه دارند.
آیا شما باور دارید اوضاع هیچ وقت بهبود نمی یابد؟ به یاد داشته باشید همیشه پایان شبه سیه سپید است.

2. کسانی که گفتند پرنده دوباره آبی میشود خوش بین و عمل گرا هستند.
شما باور دارید زندگی ترکیبی از خوب و بد است و مقابله کردن و سرسختی نشان دادن در برابر این واقعیت سودمند نیست. مشقات و ناملایمات را با خونسردی می پذیرید و اجازه می دهید زندگی روال طبیعی خود را طی کند. این دیدگاه باعث میشود از تلاطم ناملایمات و سختیها با موفقیت بیرون آیید.

3. کسانی که گفتند پرنده سفید میشود در برابر فشارهای زندگی مصمم و خونسردند.
شما در زمان بحران وقت خود را در تردید و دودلی تلف نمی کنید اگر وضعیت بغرنج شود ترجیح میدهید جلوی ضرر را بگیرید و به دنبال راه دیگری برای رسیدن به هدفتان می گردید و در غم و اندوه گرفتار نمی شوید. این روش محتاطانه بدین معنی است که اوضاع بطور طبیعی بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.

4. کسانی که گفتند پرنده طلایی میشود ، بی باک و نترس هستند.
شما معنی بحران را نمیدانید برای شما هر بحرانی ، یک فرصت است. این جمله ناپلئون که گفته است «غیر ممکن ... ، این واژه فرانسوی نیست » درمورد شما صدق میکند. اما مواظب باشید این اعتماد به نفس زیاد ، مرز بین شجاعت و حماقت را از بین نبرد 

Laptop Or Notebook - Know The Difference

Laptop Or Notebook - Know The Difference
[1]   NOTEBOOK COMPUTER:
A standard notebook has the following features:
1. Ultralight. Less weight is better.
2. 4 - 5 hour battery life.
. No internal floppy drive.
4. Minimal graphics subsystem.
. No internal DVD or CD system.
6. 12" - 14" TFT screen.
7. Low profile (thin).
 . Integrated modem and network connection.
9. Smallest possible keyboard that retains functionality.
0. Low power consumption Celeron/Centrino or Sempron style processor.
 notebook computer is designed to provide mobile computing that won't break your back carrying yet still offer all the power the mobile users requires for work and some leisure pursuits. 
This portability normally comes at a price. The level of minituarization involved comes at a cost and high end notebooks can prove to be quite expensive.  
In Love with Technology?
[2]    LAPTOP COMPUTER:
Now for the laptop computer. Again look at the name. A laptop is designed to sit on your lap and you can therefore expect it to be quite large and loaded down with features and power. The standard laptop computer would have some ,if not all, of the following features:
1. 14" - 17" (widescreen) TFT screen.
2. Nvidia GeForce or ATI Radeon graphics subsystem.
3. Internal DVD-ROM or DVD-RW drive
4. Large full featured keyboard.
5. 3 hour+ battery life.
6. Upgradeable.
7. Integrated modem, network, Bluetooth and Wi-If capabilities.
8. High quality integrate audio and speaker system.
9. Low power consumption, high performance Intel Centrino style processor.
In Love with Technology?
[3]  Finally
(1) NOTEBOOK is quite opposite that of the LAPTOP.
(2) NOTEBOOKS offer reasonable power and extreme portability.
(3) LAPTOPS are designed to be capable of replacing an entire desktop PC if necessary whilst still offering desktop performance in a mobile platform.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

چهار اصل

از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا كردی؟
فرمود چهار اصل 
 
دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم
دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم  
دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش كردم
دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم

مزايای خواهر داشتن

خواهر داشتن، افراد را شادتر و امیدوارتر می‌کند
تحقیقات جدید نشان می‌دهد خواهر داشتن شما را شادتر و امیدوارتر می‌کند، این در حالی است که داشتن برادر ممکن است این اثر را در شما نداشته باشد.
همچنین این بررسی‌ها نشان می‌دهد خانواده‌هایی که حداقل دارای یک دختر هستند بهتر می‌توانند با مشکلات مواجه شوند و با آنها کنار بیایند.
دختران عشق و علاقه را در بین اعضای خانواده مستحکم‌تر می‌کنند و اعضای خانواده را تشویق می‌کنند بهتر با یکدیگر ارتباط داشته باشند.
دکتر تونی کاسیدی از دانشگاه Ulster که این بررسی را انجام داد در این باره گفت: خواهرها کمک می‌کنند تا اعضای خانواده سلامت ذهنی بهتری داشته باشند.
این بررسی‌ها نشان می‌دهد دخترها اعضای خانواده را به ارتباط بیشتر تشویق می‌کنند این درحالی است که برادرها این گونه نیستند. احساسات بسیار برای سلامت ذهن انسان‌ها مفیدند و داشتن خواهر سبب می‌شود این موضوع در خانواده‌ها بیشتر به چشم بیاید.
همچنین این مطالعات نشان می‌دهد دخترانی که دارای خواهر هستند در زندگی خود باهوش‌تر و مستقل‌ترند و زندگی موفق‌تری دارند.
بررسی‌ها نشان می‌دهد زمانی که در خانواده‌ای طلاق رخ می‌دهد خواهران بهتر می‌توانند وضعیت موجود را مدیریت کنند و از دیگر اعضای خانواده حمایت بیش‌تری به عمل می‌آورند.
تحقیقات نشان می‌دهد معمولاً پسرهایی که فقط دارای برادر هستند نسبت به دیگر پسرها در مدرسه عملکرد ضعیف‌تری دارند و نمرات پایین‌تری می‌گیرند.
شاید یکی از دلایل این امر آن باشد که پسرها به طور طبیعی تمایل کم‌تری برای گفت‌وگو کردن با دیگران دارند. زمانی که در یک جمع خانوادگی همه بچه‌ها پسر باشند معمولاً چندان جو گفت‌وگو بین اعضای خانواده و این کودکان حاکم نمی‌شود در حالی که وجود دختر در یک خانواده می‌تواند این جو را بشکند.
این تحقیق روی نزدیک به 571 نفر که بین 17 تا 25 سال سن داشتند صورت گرفت و در مورد وضعیت خانوادگی و وضعیت روحی و احساسی اعضای خانواده سؤالاتی از آنها مطرح شد.
در این بررسی‌ها مشخص شد داشتن خواهر باعث می‌شود دیگر فرزندان شادتر و امیدوارتر باشند و نتایج بهتری در مدرسه به دست بیاورند.
وجود خواهر باعث می‌شود ارتباطات بسیاری بین اعضای خانواده صورت بگیرد و خواهر و برادرها از یکدیگر حمایت عاطفی بیشتری داشته باشند .

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

محبتى را به من بده....

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.
بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.
زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند.
بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى.

یه روز یه ترکه...

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم ،
شرم خندیدن، به  مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم. 
کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...
با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.


رخشان بنی اعتماد

یه روز یه ترکه...
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.

 یه روز یه رشتیه..
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

 یه روز یه لره...
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.

 یه روز یه قزوینه...
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی و...
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
 حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم !!!!
این از فرهنگ ایرونی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه!

تست روانشناسي:شناخت شخصیت عشقی شما

سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند
1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف : خرگوش
ب : گوسفند
پ : گوزن
ت : اسب

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : میمون 
ب : شیر
پ : مار 
ت : زرافه

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : سگ 
 ب : گربه
پ : اسب
ت : مار

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر
ب : مار
 پ : تمساح
 ت : کوسه 

5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف : گوسفند
 ب : اسب
پ : خرگوش 
 ت : پرنده

6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف : انسان 
 ب : خوک 
 پ : گاو
 ت : پرنده

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟
الف : دایناسور
ب : ببر
 پ : خرس قطبی
 ت : پلنگ

8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر
ب : گربه
پ : اسب 
 ت : کبوتر 

تحلیل: جواب های هر سوال را بر اساس شماره سوال ها و گزینه انتخابی بخوانید:
1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.
الف: خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن
ب: گوسفند– مطیع و گرم
پ: گوزن– زیبا و آداب دان
ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.

2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.
الف: میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.
پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.

3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب: گربه- شیک و زیبا
پ: اسب- خوش بین
ت: مار- انعطاف‌پذیر

4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید
 از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.

الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن
ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل
ت: کوسه- ناامن

5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.
الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.
ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.
پ: خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت: پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده

6- آیا به او خیانت می کنید.
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.
ب: خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.
پ: گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.
ت: پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.

7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.
الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.
پ: خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید

8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.
الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.
ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید.
پ: اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو
ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید 

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه

شعر

اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن ،
 اگر خداحافظی در کار است سلام نکن ،
اگر دستی را گرفتی رهایش نکن .
آنجا که چشمان مشتاقی برایت اشک می ریزد ،
 زندگی به رنج کشیدنش می ارزد .
من اگر اشک به دادم نرسد میمیرم .
زیر این سقف کبود ، زیر این سلطه ی سنگین سکوت ،
 اگر از یاد تو یادی نکنم ، تک و تنها به خدا میمیرم .
هيچکس تلخيه ي لبخند مرا درک نکرد ، گريه هاي دل من پنهان است.

رابطه ها زماني زيبا مي شوند که براي ياد کردن هيچ دليلي به جز دلتنگي نباشد
زندگی را دوست دارم ولی افسوس که دیگر فرصتی برای زندگی ندارم
قشنگ ترین لحظات را کسی به تو میده که بتونه غمگین ترین لحظات را از تو بگیره 

داستان فرعون و شیطان

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه
انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون
یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای
بیندیشد و همچنان
عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی؟
ناگهان دید که شیطان وارد شد. شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.
سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد. بعد خطاب به فرعون گفت من با
این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی
می کنی؟ پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه
خدا رانده شدی. شیطان پاسخ داد زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می
آید.

............................................................
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست
کوروش بزرگ

تفاوت عشق و ازدواج !!!! ...

یک روز پدر بزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی که بسیار گرون قیمت بود، و با ارزش، وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده.
من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم، چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی؟ گفتم نه، وقتی ازم پرسید چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندی زد و رفت، همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز، من داشتم نگاهی بهش مینداختم که گفت این مال من نیست امانته باید ببرمش، به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعی میکردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم.
در آخرین لحظه که پدر بزرگ میخواست از خونه بره بیرون تقریبا به زور اون روزنامه رو کشید از دستم بیرون و رفت. فقط چند روز طول کشید که اومد پیشم و گفت ازدواج مثل اون کتاب و روزنامه می‌مونه، یک اطمینان برات درست می‌کنه که این زن یا مرد مال تو هستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر میکنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم، همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیارم، همیشه می‌تونم شام دعوتش کنم اگر الان یادم رفت یک شاخه گل به عنوان هدیه بهش بدم، حتما در فرصت بعدی اینکارو می‌کنم حتی اگر هرچقدراون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی، اما وقتی که این باور در تونیست که این آدم مال منه، و هر لحظه فکرمیکنی که خوب اینکه تعهدی نداره میتونه به راحتی دل بکنه و بره مثل یه شیء با ارزش ازش نگهداری می‌کنی و همیشه ولع داری که تا جاییکه ممکنه ازش لذت ببری شاید فردا دیگه مال من نباشه، درست مثل اون روزنامه حتی اگر هم هیچ ارزش قیمتی نداشته باشه! این تفاوت عشق و ازدواجه!
-----------------------------------------------
مریدی از استادش پرسید: عشق چست؟
استاد در جواب گفت:"به گندمزار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندمزار، به یاد داشته باش که نمی‌توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!"
مرید به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟" و مرید با حسرت جواب داد: "هیچ! هر چه جلو می‌رفتم، خوشه‌های پرپشت‌تر می‌دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت‌ترین، تا انتهای گندمزار رفتم."
استاد گفت: "عشق یعنی همین!"
مرید پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد جواب داد که: "به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی‌توانی به عقب برگردی!"
مرید رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید که چه شد و او در جواب گفت: "به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد گفت: "ازدواج هم یعنی همین

خاصیت دارویی میوه های قرآنی (انگور ، انار ، انجیر ، زیتون و خرما و...)

امروز خاصیت ضد سرطانی و درمانی بسیاری از میوه های نام برده شده در قرآن مورد تأکید دانشمندان قرار گرفته است.
حجت الاسلام حسین علوی مهر مدیر دانشنامه قرآن پژوهی با اشاره به اینکه ذکر برخی میوهها در قرآن کریم با هدفی حکیمانه و دقیق صورت گرفته گفت: امروز خاصیت ضد سرطانی و درمانی بسیاری از میوه های نام برده شده در قرآن مورد تأکید دانشمندان قرار گرفته است.
مدیر دانشنامه قرآن پژوهی در گفتگو با مهر در رابطه با میوه های که در قرآن نام برده شده گفت: در قرآن کریم از میوه های متعددی مانند انگور ، انار ، انجیر ، زیتون و خرما نام برده شده است در این رابطه ممکن است دو نگرش مطرح شود.
وی افزود: یکی از این دونگرش این است که قرآن مطابق آن چیزی که در میان عرب آن زمان رایج بوده، این میوه ها را مثل انگور و انار و یا انجیر و خرما مطرح کرده است. این دیدگاه باعث می شود که فضیلتی برای این میوه ها در نظر گرفته نشود.
مدیر دانشنامه قرآن پژوهی در رابطه با دیدگاه دوم گفت: اگر با نگاه خاص، حکیمانه و دقیق تر به قرآن کریم نگاه کنیم در می یابیم که طرح تک تک مسائل از جمله مطرح کردن نام میوه ها دارای حکمت ، هدف و غرض خاصی از جانب خداوند متعال بوده است و می توان آن را براساس معجزه بودن قرآن در نظر گرفت.
وی تأکید کرد: این میوه ها دارای شاخصهایی هستند که می توان گفت سایر میوه ها از این شاخصها برخوردار نیستند. برای مثال خرما دارای 9 نوع ویتامین مختلف است که قرآن کریم بیش از سایر میوه ها از آن نام برده و آن را هم از میوه های دنیوی و هم میوه های بهشتی معرفی کرده است. خرما می تواند جایگزین یک وعده غذایی شود.
حجت الاسلام علوی مهر اظهار داشت: این ویژگی ها را هم می توان برای انگور، انجیر و انار هم ذکر کرد؛ و علت اشاره خداوند به این میوه ها تداول مصرف آنها میان اعراب آن زمان نبوده است.
مدیر دانشنامه قرآن پژوهی با اشاره به اینکه امروزه کشف شده که بسیاری از میوه های نام برده شده در قرآن خاصیت ضد سرطانی دارند و ترکیب زیتون و انجیر خاصیت دارویی دارد ، اظهار داشت: همچنین قرآن عسل را هم دارای ویژگی درمانی توصیف کرده است.
به همین دلیل می توان استدلال کرد که قرآن متأثر از فرهنگ دورانی که نازل شده به این میوه ها اشاره نکرده بلکه خداوند براساس حکمت خود و با هدف خاصی از این میوه ها یاد کرده است تا مردم از آن استفاده کنند.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

خواص تغذیه ای و درمانی انجیر

در قران مجید به دو میوه ی انجیر و زیتون سوگند خورده شده و  از سیلق ایات بعدی احساس می شود نقش در قوام و تعادل بدن انسان دارند. زیرا می فرمایدقسم به انجیر و زیتون ….. لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم همان گونه که در سوره عادیات قسم به اسب خورده است و در ادامه بحث جنگ می اید و مرتبط است در اینجا نیز قسم به زیتون و انجیر خورده و انجیر طور سینا مرغوب است و ..در ادامه .. قطعاً انسان را در بهترین تقویم افریدیم
تقویم از باب تفعیل مربوط به قوام بدن می تواند باشد که گویا انجیر و زیتون نقش اساسی دارند
انجیر میوه ای مقوی و شیرین است که در قرآن به آن قسم خورده شده است. نام عربی آن ” تین ” و نام انگلیسی آن ” “FIG”می باشد. درخت انجیر بومی آسیای غربی و کشورهای مدیترانه است و از آنجا به عربستان ، سوریه و فلسطین اشغالی برده شده است . انجیر درختی است با برگ های زرد و پنجه ای و به رنگ سبز خاکستری که بلندی آن تا شش متر می رسد و به دلیل عدم مقاومت در مقابل سرمای شدید ، در مناطق معتدله و گرمسیر کشت می شود . درخت انجیر معمولا از سال چهارم شروع به میوه دادن می کند و تا سن بیست سالگی میوه می دهد.
ارزش غذایی انجیر
انجیر، قند زیادی دارد. ۵۰ درصد انجیر خشک را قند تشکیل می دهد. همچنین منبع خوبی از پتاسیم ، منیزیم ، کلسیم ، فسفر و ویتامین های C , B , A است.
انجیر منبع غنی فیبر غذایی می باشد. لیگنین یک نوع فیبرغذایی غیرمحلول است که به مقدار زیاد در انجیر وجود دارد و نقش عمده ای در جلوگیری و رفع یبوست دارد.
انجیر منبع غنی فیبر غذایی و نیز منبع خوبی از منیزیم ، کلسیم ، فسفر و ویتامین های C , B , A است.
سایر خواص غذایی انجیر عبارتند از :
۱- از انجیر می توان در رژیم های غذایی خاص مثل رژیم کم چربی ، کم سدیم ، پرفیبر ، کاهش وزن ، دیابتی و حتی رژیم غذایی مدیترانه ای استفاده کرد.
۲- انجیر سدیم و چربی ندارد و مانند سایر میوه ها بدون کلسترول است.
۳- ۴۰ گرم انجیر تازه یا یک چهارم لیوان از خرد شده ی آن، معادل یک واحد میوه است.
۴- ۵/۱ عد انجیر خشک معادل یک واحد میوه یا ۱۵ گرم کربوهیدرات است که کربوهیدرات آن از گلوکز و فروکتوز تشکیل شده است.
۵- انجیر، فیبر غذایی بالایی دارد و هر واحد آن ۲۰ درصد نیاز روزانه را تأمین می کند که بیش از هر نوع میوه تازه یا خشک می باشد.
۶- انجیر بیش از سایر میوه ها املاح دارد. ۴۰ گرم انجیر تازه دارای ۲۴۴ میلی گرم پتاسیم ( ۷ درصد نیاز روزانه ) ، ۵۳ میلی گرم کلسیم ( ۶ درصد نیاز روزانه ) و ۲/۱ میلی گرم آهن ( ۶ درصد نیاز روزانه ) می باشد.
خواص درمانی انجیر
انجیر از نظر طب قدیم ایران ، گرم و تر است .
- انجیر تعرق بدن را زیاد می کند .
- ادرار آور است . اگر ترشح ادرار کم باشد ،خوردن انجیر باعث ازدیاد آن می شود .
- حرارت بدن را کاهش می دهد .
- چاق کننده است و برای آنهایی که می خواهند وزن اضافه کنند بسیار مفید است . بدین منظور می توان آن را با شیر مخلوط کرد و در بین غذاها خورد.
- انجیر ( تازه یا خشک ) یبوست را برطرف می کند و یکی از بهترین میوه ها برای تمیز کردن روده بزرگ و رفع یبوست است . در قدیم برای از بین بردن یبوست از شربت انجیر استفاده می کردند .
- برای درمان ناراحتی های سینه حدود ۲۰ گرم از خرما ، عناب ، انجیر خشک و مویز را با هم مخلوط کرده و آسیاب می کنند. سپس این پودر را با یک لیتر آب می جوشانند تا حجم آن به نصف برسد . از این جوشانده می توان به مقدار سه فنجان در روز مصرف نمود .
- جوشانده انجیر خشک درمان کننده التهاب مجاری دستگاه تنفسی ، کلیه ، ذات الریه ، ذات الجنب ، سرخک ،مخملک و آبله می باشد .
- جوشانده غلیظ انجیر خشک برای رفع سرماخوردگی بسیار مفید است و غرغره کردن آن گلودرد را برطرف می کند.
- برای برطرف کردن سیاه سرفه ، برونشیت و ذات الریه از ” قهوه ی انجیر” استفاده کنید. برای درست کردن این قهوه ، انجیر خشک را ابتدا بو می دهند و سپس آن را آسیاب می کنند تا بصورت پودر درآید .
- انجیر دستگاه هاضمه را تقویت می کند .
- انجیر برای درمان سوء هاضمه مفید است .
- سوپ انجیر بسیار مقوی است و برای افزایش شیر در زنان شیرده مفید است .برای تهیه سوپ ، انجیر نرسیده را با گوشت بپزید .
- برای برطرف کردن ورم گلو ، ۵۰ گرم انجیر زرد را در ۵۰۰ گرم شیر ریخته و مدت ۱۵ دقیقه بگذارید بماند. سپس آن را غرغره کنید و مقدری از آن را نیز بنوشید. می توانید آن را با عسل هم شیرین کنید .
- انجیر خشک جوشیده شده در شیر برای درمان آنژین ، ورم لثه و ورم مخاط دهان مفید است .
- یکی از داروهای بسیار موثر برای درمان آرتروز و درد مفاصل، مخلوط شیر بز و انجیر سیاه می باشد . این مخلوط سموم مختلف را از بدن خارج کرده و درد را از بین می برد.
انجیر ، به خصوص انجیر خشک خیسانده در آب یا شیر ، موثرترین درمان برای رفع یبوست است.
- انجیر را می توان همراه با میوه های دیگر مصرف کرد. انجیر با میوه های اسیدی مانند پرتقال و گریپ فروت سازگار نیست .
- انجیر برای آنهایی که قند خونشان پائین می آید و یک دفعه احساس ضعف می کنند مناسب است، زیرا قند آن به سرعت در روده کوچک جذب می شود.
- خوردن انجیر باعث افزایش نیروی جنسی می شود .
- برای برطرف کردن ورم بناگوش و دمل ها ، ضمادی از انجیر خشک با آرد جو و گندم درست کنید و روی ورم دمل بگذارید .
- دم کرده انجیر با شنبلیله ، برای سینه درد مفید است .
- برای رفع ورم طحال، انجیر را به مدت ۹ روز در سرکه خیس کنید و هر روز پنج عدد از آن را با سرکه بخورید .
- انجیر ضد سرطان است .
- انجیر در معالجه بیماری های پوستی موثر است .
- مربا و کمپوت انجیر برای درمان یبوست موثر است ،۵ لذا می توان ۳ یا ۴ انجیر تازه را چهار قطعه کرد و در نیم لیتر شیر جوشاند تا بپزد و آن را با ۱۲عدد کشمش صبح ناشتا بخورند.
- هضم انجیر آسان است و مصرف آن برای بچه ها و اشخاصی که از بستر بیماری برخاسته اند و دوره نقاهت را می گذرانند، بسیار مفید است.
- انجیر به علت دارا بودن دانه های ریز، باعث تقویت معده و روده می شود، ولی برای کبدهای ضعیف زیان آور است.
- سرشار بودن انجیر از پتاسیم، تامین کننده سلامتی کودکان ضعیف و کم خون و بی اشتها ست.
- اگر انجیر و عسل را به طور مساوی با هم مخلوط نمایید و بخورید، جهت زخم معده بسیار مفید است.
- انجیر به علت داشتن پتاسیم، درجه قلیائیت بدن را بالا برده و در دفع اوره و چربی خون بسیار موثر است.
- شربت انجیر، تسکین دهنده دردهای گلو و سرفه است.
- انجیر خشک خیسانده شده در شیر بسیار خوشمزه و برای درمان یبوست شدید بسیار مفید است. همچنین خوردن انجیر خشک خیسانده در روغن زیتون در صبح ناشتا ، برای رفع یبوست موثر است.
نظر پیامبر و امامان در مورد خواص انجیر :
*رسول گرامی اسلام (ص) خواص ذیل را برای انجیر بر شمرده اند و مسلمانان را به خوردن آن ترغیب کرده اند :
- انجیر میوه ای بهشتی است که بواسیر را قطع می کند.
- انجیر نقرس را معالجه می کند.
- انجیر، قوای جنسی را زیاد می کند و رطوبت و سردی را که موجب ضعف نیروی آمیزش است ، برطرف می نماید.
*حضرت علی (ع) می فرمایند : انجیر برای باد قولنج مفید است. در روز از آن زیاد بخورید ، ولی در شب کم بخورید.
* در حدیثی از امام محمد باقر (ع) آمده است که فرمود:
بر کبد “حزقیل” پیامبر زخمی ظاهر شد که او را آزار می داد. خداوند به او وحی کرد که شیره انجیر را بگیر و بر سینه خود بمال. وی نیز این کار را انجام داد و بهبود یافت.
* در حدیثی ازامام رضا (ع) چنین آمده است که :
انجیر بوی بد دهان را از بین می برد ؛ استخوان را محکم می سازد؛ باعث رویش مو می شود ؛ درد را بر طرف می کند و با وجود انجیر دیگر به دارو احتیاج نیست.
مضرات
- انجیر برای کبدهای ضعیف مناسب نیست و آنهایی که کبد ضعیف دارند ، باید انجیر را با گردو بخورند.
- زیاده روی در مصرف انجیر باعث نفخ شکم و اسهال می شود و برای چشم نیز مضر است .
- انجیر برای مبتلایان به بیماری قند مضّر است.
- انجیر برای مبتلایان به اختلال معده و روده مضّر است.
- زیاده روی در خوردن انجیر، برای معده و چشم زیان آور است و خنثی کننده زیان آن، کرفس است.